سلام عزیزان
مقدم شما را به کلبه ی حقیرانه ی خود گرامی داشته و آرزومندم که از حضور در این کلبه احساس آرامش و رضایت و لذت بنمایید...
معمولا هر سال در ماه مبارک رمضان یک سریال از دیگر سریالهای نمایشی متمایز میشود و بیشتر مورد استقبال مخاطب قرار میگیرد. معمولا اگر در آن سال تعداد آثار نمایشی زیاد و کیفیت آنها قابلقبول باشد این رقابت سختتر و رفتن روی سکوی اول برای عوامل، افتخارآمیزتر است. اما در سالهایی چون امسال که عملکرد تلویزیون در بخش نمایشی بسیار بیرمق بوده، اگر بگوییم سریال پنجمین خورشید افخمی از دیگر سریالها از موقعیت بهتری برخوردار است، نکته افتخار آمیزی به نفع سریال نگفتیم؛ هر چند که این امر از ارزشهای بالقوه آخرین سریال افخمی چیزی کم نمیکند. علیرضا افخمی که تا سالها او را به نام ناظر کیفی میشناختیم، پیش از این با تب سرد در مقام کارگردان به مخاطبان تلویزیون این نکته را منتقل کرد که کارگردانی هوشمند است و برای وقت مخاطب و نوع تدوین اثر احترام قائل است البته نسبت به دیگر کارگردانان امروز سیما. او نشان داده است که کلید درک مخاطب از تعلیق را در دست دارد و میتواند آنرا در قفل فیلمنامه بچرخاند. افخمی با کولهباری از تجربه و درک از مخاطب سیما و شرایط امروز او، به سراغ ساخت سریال پنجمین خورشید رفته است؛ سریالی که بیش از دیگر سریالهای ماه مبارک رمضان و حتی سریالهای قبل از آن نظر مخاطب تلویزیون را بهخود جلب کرده است. اما چرا پنجمین خورشید سریال نسبتا خوبی است و به این مهم یعنی جلب رضایت مخاطب نائل شده است؟ پیش از هر چیز پنجمین خورشید موفقیتش را مدیون عنصری به نام فانتزی یا تخیل است؛ عنصری که سالهاست در سریالهای سیما فراموش شده و یا اگر هم استفاده شده است، در آثار موسوم به ماورائی بیشتر به سمت درک غلط از معنویت و ماورا سیر کرده تا به سمت تکوین یک ژانر اثرگذار و سرگرمکننده تلویزیونی. افخمی سعی کرده است از فانتزی تا حدی که امکانات تکنیکی تلویزیون ما اجازه میدهد بهعنوان ابزاری برای انتقال مفاهیمی مناسب ایام ماه مبارک رمضان استفاده کند. در بهکارگیری این ابزار درست مثل فیلمی چون جومانجی (با بنمایهای تقریبا همانند) سعی شده است که عنصر تخیل ساز درست در خدمت اهداف فیلمنامه قرار گیرد که البته به موفقیت همگن هالیوودیاش نیست. در جومانجی عنصر تخیل ساز یک جعبه بازی است که بازیگران را وارد تونل زمان میکند و خود بهعنوان عنصر، نقش تعیینکنندهای در تمام ساختار فیلمنامه بازی میکند. اما در پنجمین خورشید افخمی اهمیت چندانی به این عنصر نداده و اصل جابهجایی زمان را پیش روی خود نهاده است ضمن اینکه قسمتهای ابتدایی سریال که مربوط بهپیدا شدن گردنبند پنج خورشید است، چندان خوب و با وسواس طراحی نشده است، گویا فیلمنامه برای رسیدن به دوره معاصر عجله داشته است. بهعنوان مثال کیفیت پیدا شدن عتیقهها هنگام بمباران میتوانست بهتر طراحی شود چون بمبی که تخریب نکند و قاچاقچیای که زیرزمین خانهاش به جای انبار، موزه داشته باشد و مشخصات جنس را مثل موزه ایران باستان بیل بزند چندان قابلقبول نیست ضمن اینکه رگه ارتباطی داستان با دوران گذشته بسیار سست است و در هر قسمت محسن مجبور است یک سکانس دنبال دزد گردنبند بدود و او را پیدا نکند. اما گذشته از اینها سریال افخمی دچار مشکلی است که مربوط بهخودش نیست. این مشکل به ساختار ژانربندی در سینما و تلویزیون ما برمیگردد و آن تقابل واقعیت و فانتزی است. در سینمای غرب بهدلیل بهرهمندی از ادبیات قوی تخیلی و پیشینه قوی ژانر تخیلی از ابتدای حیات سینما و از همه آنها مهمتر عدمتقابل تخیلهای اینچنینی با ساختار مذهب، مخاطبان با آثار تخیلی دچار مشکل نمیشوند و ما نیز بهعنوان مخاطبان ایرانی این آثار، از آنها لذت میبریم و متعارف نبودن آنرا میپذیریم، درست مثل فیلم جومانجی یا صدها فیلم تخیلی دیگر که از تلویزیون پخش میشود و هیچ مشکلی هم پیش نمیآید. در کشور ما بهدلیل فقر عنصر تخیل و فانتزی حتی در ادبیات ما و یا به روز نشدن و تصویرینشدن برخی از آثار موجود، مخاطبان خیلی زود با اثر دچار تقابل میشوند و به جای لذتبردن از داستان و غوطهور شدن در فضای تخیلی آن خود را درگیر سؤالهای بیپاسخ میکنند. فیلمنامهنویس و کارگردان هم مجبورند حتما به این سؤالهای از پیش تعیین شده پاسخ دهند. بهعنوان مثال در سریال پنجمین خورشید، تلاش محسن برای برگشتن و تغییر شرایط معاصر با مفاهیم قضاوقدر و نگرشهای واقعگرایانه مخاطب ایرانی درگیر میشود. این امر در مورد سریالهای کمدی صدق نمیکند چون مخاطب کار کمدی اصلا ارزشی برای مفاهیم و تناقضات قائل نیست و به نفع خندیدن تناقضات را میپذیرد. بهعنوان مثال در سریال مسافر زمان که آنهم براساس الگوی تونل زمانی بود مخاطب با اثر دچار مشکل نمیشد و سریال چه قوی و چه ضعیف با مخاطب خود مشکلی پیدا نمیکند. اما وقتی که مخاطب با یک سریال جدی آنهم مناسبتی که قرار است ترویجدهنده مفاهیم مذهبی و یا حداقل اخلاقی باشد ممکن است دچار همان سؤالهای بیپاسخ شود. اما اگر از این سؤالها بگذریم سریال افخمی از ساختار خوبی برخوردار است و چنان که از او انتظار میرود تعلیق خوبی در داستان وجود دارد. در پنجمین خورشید داستان مثل دیگر سریالهای مناسبتی کمفروشی نمیکند و چگالی مفاهیم و حوادث در هر قسمت به نحو پذیرفتنی تقسیم شده است. اگر نگاهی به سریال عبور از پاییز دیگر سریال ماه رمضان بیندازیم کاملا متوجه تفاوت این دو میشویم، در حالی که در عبور از پاییز اتفاق افتادن یک حادثه در فیلمنامه 2 قسمت طول میکشد و بازیگران برای اتلاف وقت یا چای میخورند یا تلفن میزنند و یا حرفهای صدباره چند بار دیگر میزنند و کاملا این کم فروشی با اعصاب بیننده بازی میکند. در پنجمین خورشید این اتفاق نمیافتد و طبیعتا چنین سریالی در مقایسه با اثر دیگر، با ساختار ضعیفتر موفق جلوه میکند. در حقیقت سریال افخمی را باید گام نوینی در عرصه سریالسازی سیما دانست البته اطلاق گام نوین به معنی تائید همهجانبه سریال نیست چرا که پنجمین خورشید با وجود امتیازاتاش چنانکه ذکر شد دارای اشکالاتی نیز هست اما جسارت افخمی در ارائه داستانی تخیلی آنهم در فضایی جدی باعث شده است که به عنصر تخیل و تخیلسازی در سالهای آینده در سیما بیشتر بها داده شود و سریالسازی سیما از دایره بستهاش بیرونآید. البته سریال مسافران هم با وجود اینکه کمدی است اما تاییدکننده این نظر در لزوم ارائه ژانرهای جدید است. بهنظر میرسد تخیل و فانتزی حتی اگر نتواند در آثار جدی عدهای را اقناع کند اما بسیار بهتر از سریالهایی است که با انتقال مفاهیم جنایی و خشونتبار با روان مخاطب درگیر میشوند. منبع : همشهری مقدمه: شاید امسال موفق ترین و پرمخاطب سریال خارجی پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی، سریال جومونگ باشد.سریالی که در کنار دهها رقیب داخلی و خارجی ناگاه گوی رقابت را ربود. در ساعتهای قبل از این سریال اغلب شهروندان در تب «جومونگ» هستند تا وقتی این سریال شروع شود و به انتظار بیصبرانه آنها پایان دهد. موجی که این سریال ایجاد کرده، به اندازه ای است که اگر هنگام پخش این برنامه به خرید بروید، اغلب فروشندهها را مشغول تماشای این سریال می بینید که از دادن جواب درست به شما طفره میروند و یا در محاسبه قیمت چه کم و چه زیاد، اشتباه میکنند.حتی در موردی که حالت افراطی و بیمار گونه دارد هفته گذشته کارمندان دادگستری استان اصفهان دادخواست عجیبی را مورد بررسی قرار دادند که طی آن مردی خواستار تغییر نامش به جومونگ شده بود که این مرد میانسال که متاهل و دارای چند فرزند است علاقه زیادی به سریال های تلویزیونی به خصوص افسانه جومونگ دارد و مصرانه خواستار تغییر نامش است. جومونگ پاسخی کوتاه مدت است به ملتی که ابرمرد اساطیری اش رستم دستان بوده است. جهان امروز ایرانیان نیازمند بازگشت هنرمندانه اساطیری است که ناخودآگاه جمعی ما را به خود جلب نماید که اگر این روایتها ایرانی نباشند، جومونگ، مرد عنکبوتی، بتمن و.... ابرمردان جدید ایران زمین می شوند صرف نظر از این گونه موارد افراطی، بنا به نظر سنجی رسمی صدا و سیما این سریال با بیش از هشتاد درصد استقبال عمومی ایرانیان روبرو شده است. حال سوال اصلی ان است که چه چیزی سریال جومونگ را برای ایرانیان این گونه برجسته کرده است؟چگونه کره ای ها با پخش این سریال به پیروزی بزرگی در معرفی فرهنگ و تاریخشان به مردم جهان به ویژه ایرانیان رسیده اتد؟ در این نوشتار به بررسی این عوامل ار منظری جدید خواهیم پرداخت..منظر انتخاب شده برای نحلیل نوعی روان شناسی اجتماعی است. ما برای تحلیل این پدیده از روش تحلیل یونگ روان شناس نامدار استفاده خواهیم کرد.در ابتدا باید گفت یونگ که بود و چه می گفت؟ کارل گوستاو یونگ – (Carl Gustave Jung)روانشناس سوئیسی (1875 – 1961م) پس از جدا شدن از استاد خود، زیگموند فروید، (Sigmund Ferud) مطالعات روان شناسی خود را به گونهای دیگر پی گرفت. او تقسیم بندی فروید را که درباره ذهن انجام داده بود، تکمیل کرد. فروید روان یا ذهن انسان را به سه بخش خودآگاه، نیمهآگاه و ناخودآگاه تقسیم کرده بود.یونگ که مطالعات خود را بیشتر در بخش ناخودآگاه ذهن متمرکز کرده بود، برای آن دو گونه در نظر گرفت: ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی. به عقیده او ناخودآگاه جمعی میراثی است از دورههای نخستین زندگی بشر که در حافظه تاریخی انسانها ثبت شده است و همه مردم در آن سهیم هستند. مفهوم ناخودآگاه جمعی از آن مفاهیم کلیدی می باشد که فهمش باعث تحول فکری روانشناسی شد. اگر این تئوری را قبول کنیم ، به نتایج جالبی میرسیم : ما خام و به شکل صفحه ای سفید به دنیا نمی آییم.اکثر ما از فداکاری لذت میبریم و از خیانت بدمان می آید و ... یونگ پس از پرداختن به ناخودآگاه جمعی، اصطلاح آرکی تایپ Archetype یا کهن الگو را به شکل وسیعی در آثار خود به کار برد. به عقیده او کهن الگو، افکار فطری و مادرزادی و تمایل به رفتارهایی است که انسانها بر طبق الگوهای از پیش تعیین شده انجام میدهند. به عبارت دیگر، کهن الگوها تصاویر و رسوباتی است که بر اثر تجربههای مکرر پدران باستانی به ناخودآگاه بشر راه یافته است. در واقع کهن الگوها محتویات ناخودآگاه جمعی است که در همه انسانها مشابه است. کهن الگوها در اسطورهها، افسانهها، آیینها و مناسک مذهبی اقوام مختلف، رؤیاها، خیالپردازیها و آثار هنری (به ویژه آثار ادبی) نمود پیدا میکند. بخش خودآگاه، همواره کهن الگوها را به صورت نماد درک میکند که البته این نمادها در بین همه انسانها مشترک است و از همه آنها مفاهیم مشابهی ادراک میشود؛ مثل نبرد خیر و شر یا ظلمت و روشنایی که با نماد جنگ یک قهرمان با موجودات قدرتمندی چون اژدها بروز میکند. کهن الگوها تصاویر و رسوباتی است که بر اثر تجربههای مکرر پدران باستانی به ناخودآگاه بشر راه یافته است. در واقع کهن الگوها محتویات ناخودآگاه جمعی است که در همه انسانها مشابه است یونگ اسطوره را مهمترین تجلیگاه ناخودآگاه جمعی میداند .«اساطیر» جمع «اسطوره» است و واژه اسطوره هم معرب واژه یونانی «ایستوریا» (Istoria) که در زبان انگلیسی به صورت هیستوری (History) به معنای تاریخ و استوری (Story) به معنای داستان و خبر درآمده است.در واقع اسطوره حدفاصل تاریخ و داستان است.اسطوره ها روایتگر داستان ایجاد یک ملت بر پایه کهن الگو ها هستند.اسطوره عبارت است از جهان شناختی که یک قوم به منظور تفسیر خود از هستی به کار می بندد .اسطوره سرگذشتی راست و مقدس است که در زمانی ازلی رخ داده و به گونه ای نمادین، تخیلی و وهم انگیز می گوید که چگونه چیزی پدید آمده، هستی دارد، یا از میان خواهد رفت، و در نهایت، اسطوره به شیوه ای تمثیلی کاوشگر هستی است. .محتویات کهن الگویی اساطیر تمام ملل در برگیرنده داستان هایی شامل پهلوان شجاع در مقابله با نیروهای اهریمنی،زنان نجیب و فرشته خو در مقابل زنان پلید و جادوگر،اهریمن و نیروهای شیطانی،پیرمردان خردمند و دانا،شهر آرمانی و دوران طلایی زندگی بشر و ...می شود. در این تاریخ نگاری نمادین، کهن الگوها زنده می شوند و به صورت پهلوانان قدرتمند و جوانمرد و نیروهای اهریمنی منفی وپلید متجلی می شوند.محتوای واحد کهن الگویی در اساطیر مختلف ملل باز تولید می شود.اگرچه متناسب با روحیه ملی مردم کشورهای گوناگون ، اساطیر اشکال و انواع مختلفی می یابند ،اما محتوای کهن الگویی آنها به صورت کلی واحد است. مردم تمام جهان نسبت به محتوای کهن الگویی اساطیر هم نوایی نشان می دهند و یکی از راه های جذب مخاطب در محصولات فرهنگی و هنری بهره گیری از کهن الگوها در داستانهای مورد نظر است. در همین راستا یونگ به دنبال کشف ردپای کهن الگو ها در فرهنگ و هنر معاصر جهان بود. یونگ علاقه ی عجیبی به رمان های عامه پسند و پرفروش و تجارتی مانند داستان های پلیسی شرلوک هولمز داشت. زیرا معتقد بود که این نوع داستان های عامه پسند "کهن الگو"های عوام را، به خالص ترین شکل، بیان کرده است و آن ها را، به بهترین وجه، در خود منعکس نموده است. هدف یونگ، پیدا کردن ردپای این اسطوره های کهن در رمان های پرفروش و عامه پسند روز بود. فیلمسازان تجارتی، به جای آن که جهان بینی شخصی و فردی خود را بیان کنند، خلقیات و روحیات عامه ی مردم را که از ضمیر ناخودآگاه جمعی سرچشمه می گیرد، بیان می دارند. همان گونه که که گفته شد اسطوره روایتگر حدفاصل تاریخ و داستان است و به شروع و آغاز یک ملت در ابتدای تاریخ می پردازد. این سریال تلویزیونی هشتاد قسمتی به آغاز تاریخ کره و ایجاد هویت جمعی این کشور می پردازد که بر محور زندگی پادشاه دانگمیونگ می باشد. پادشاه دانگمیونگ (زاده 58 ق.م. درگذشته 19 ق.م. - پادشاهی 37تا 19قبل از میلاد) یا به طور کامل دانگمیونگ سئونگ وانگ که به اسم زمان تولدش جومونگ نیز معروف است، موسس امپراتوری گوگوریو میباشد. گوگوریو در میان سه امپراطوری کره، شمالیترین آنها محسوب میشد.اگرچه در طی زمان به جنبه های اساطیری جومونگ افزوده شده است اما واقعیتهای تاریخی موید نقش آفرینی تاریخی او هستند. درلوح سنگی گوانگائتو از او با نام چومووانگ به معنی پادشاه چومو و در دو کتاب تاریخی سامگوک ساگی و سامگوک یوسا از او با نام جومونگ و عنوان گو یاد شدهاست. همچنین در کتاب سامگوک ساگی از او با نام چومونگ یا سانگائی نیز نام برده شدهاست. در سایر نوشتههای بدست آمده او با نامهای چومونگ ، جونگمو یا دومو معرفی شدهاست. افسانه تاسیس گوگوریو برگرفته از متون کهن کره از جمله لوح سنگی گوانگائتو میباشد. معروفترین متن شناخته شده با اندکی تغییرات از سامگوک یوسا، سامگوک ساگی و دانگمیونگ سئونگ وانگ پیئون از دانگ گوک ایسانگ گوکجیپ بدست آمدهاست. اگرچه در طی زمان به جنبه های اساطیری جومونگ افزوده شده است اما واقعیتهای تاریخی موید نقش آفرینی تاریخی او هستند اما جومونگ صرفا واقغیت تاریخی نداشته و به سرعت ویژگی های کهن الگویی ناخودآگاه جمعی کره ای ها او را یک اسطوره نمادین کرد. بحثهای مختلفی بر سر آنکه پدر واقعی او چه کسی بوده به وجود آمدهاست، در بعضی از متون کره، جومونگ را پسر هه موسو (به معنی پسر آسمان) و یوها (به معنی دختر خدای رودخانه هابک) توصیف کردهاند.ا روایت فعلی که برمبنای زندگی جومونگ است نیز دارا ویژگی ها و مولفه های کهن الگویی است که درطراحی مجدد داستان تلویزیونی تکرار شده است.به صورت واضح کهن الگوی پهلوان جوانمرد،پادشاه عادل،نبرد خیر و شر،ملت سازی و دوران طلایی شهر آرمانی از نقاط مهمی هستند که دارای مایه های جدی کهن الگویی هستند.هم جنین رقابت های زنانه و پررنگ ساری کهن الگو و نماد بانو سوسانو به عنوان زن فرشته خو در مقابل دسیسه های زنان از دیگر روایتهای کهن الگویی است که به وفور دیده می شود. ساختار روایت جومونگ با حرکت میان تاریخ و داستان،بازآفرینی کهن الگوی پهلوان شرقی که در ناخودآگاه جمعی مردم ما اهمیت بسیاری دارد و هم چنین طراحی فضاهای روایی نبرد بین خیر وشر به صورت واضح و رقابتهای زنانه در واقع به نیازهای ناخودآگاه جمعی ایرانیان نیازمند به حماسه در دوران مدرن پاسخ می دهد. نتیجه گیری: نیاز به اسطوره و روایتهای کهن الگویی یک نیاز جهانی و فرا ملی است.سریال جومونگ ساختاری اساطیری-تاریخی داشته و برمبنای کهن الگوهای مهم مورد علاقه ایرانیان طراحی شده است .الگوی پهلوان جوانمرد از الگوهای مشترک نا خودآگاه جمعی ما است.جومونگ قهرمان این داستان یعنی جومونگ، نمونه کامل از یک بزرگ مرد است که با تمام توانایی ها و قدرتش، به خاطر حفظ منافع هم نوعانش، بر خواسته های درونی خود سرپوش گذاشته و با رعایت جانب احتیاط، رفتارهایی صلح آمیز و به دور از هر گونه خصومت را به نمایش می گذارد. او در غین حال قدرتمند و دلیر است.این کهن الگو دقیقا خلاف تصاویری است که از انسان معاصر در سریالهای ایرانی و خارجی به تصویر کشیده می شود. جومونگ پاسخی کوتاه مدت است به ملتی که ابرمرد اساطیری اش رستم دستان بوده است. جهان امروز ایرانیان نیازمند بازگشت هنرمندانه اساطیری است که ناخودآگاه جمعی ما را به خود جلب نماید که اگر این روایتها ایرانی نباشند، جومونگ، مرد عنکبوتی، بتمن و.... ابرمردان جدید ایران زمین می شوند. سید حسین زرهانی نمیدانستم در ایران اینقدر هوادار دارم بازیگر نقش جومونگ با حضور در نشست مطبوعاتی در تهران به سؤالات خبرنگاران پیرامون مجموعه تلویزیونی افسانه جومونگ و حواشی آن پاسخ داد. به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، سانگ ایل گوک بازیگر نقش جومونگ که به دعوت یکی از شرکتهای تولیدکننده لوازم خانگی به ایران سفر کرده در نشست مطبوعاتی که در مرکز همایشهای صداوسیما برگزار شد به سؤالات خبرنگاران پاسخ داد. بنابر این گزارش وی در این مراسم با بیان اینکه من تازه متوجه شدم که رئیس جمهور سابق ما از دنیا رفته خیلی غمگین شدم و شاید نتوانم خوب صحبت کنم گفت: به مردم ایران سلام میکنم و از شرکتهایی که باعث حضور من در ایران شدند تشکر میکنم. صدها بار تشکر خود را به مردم ایران ابلاغ میکنم که از شب گذشته به خاطر استقبال از من در فرودگاه حضور پیدا کردند. وی افزود: برای من ایران کشوری غریبه بود و تنها بخشهایی از این کشور میدانستم که آن اطلاعات را از طریق کتابهای تاریخی به دست آورده بودم. شنیدم که هواداران من در ایران خیلی زیاد هستند و از آنها تشکر میکنم امیدوارم من هم بتوانم فرهنگ کره را به شما نشان بدهم. وی که در جمع بسیاری از خبرنگاران ایرانی سخن میگفت و عکاسان مدام از وی عکس میگرفتند در پاسخ به سوالی در خصوص میزان تحصیلات دانشگاهی در رشته بازیگری چقدر برای ورود به این رشته تأثیر دارد گفت: زمانی که من از سوی یک شبکه تلویزیونی دعوت به کار شدم 250 نفر آمده بودند و رقابت میان ما صورت گرفت بعید میدانم که همه افراد هدفشان بازیگری باشد 7 سال پیش فقط چند دانشکده، بازیگری را تدریس میکردند اما در حال حاضر دانشگاههای بسیاری برای آموزش این رشته در کره جنوبی تأسیس شده است. سانگ ایل گوک در ادامه این نشست در پاسخ به خبرنگار فارس با این مضمون که آیا فکر میکردید که پس از پخش این سریال در ایران افراد بسیاری هوادار شما شوند و اینکه الان چه نظری درباره این اتفاق دارید تصریح کرد: تا به حال نمیدانستم در ایران اینقدر هوادار دارم و این سریال اینقدر پرطرفدار شده است. مدتی پیش در کره تیم سایپا را اتفاقی دیدم که یکی از بازیکنان آنها در نگاه اول مرا شناخت و با این تیم عکس یادگاری گرفتیم آن زمان بود که فهمیدم که میزان هواداران من در ایران بسیار زیاد است. وی در پاسخ به سؤال دیگر خبرنگار فارس درباره اینکه آیا متن این سریال توسط یک بازیگر فرانسوی نوشته شده است اظهار داشت: داستان سریال افسانه جومونگ فرانسوی نیست بلکه اسم کشور کره است که این نام از لغت گوریا گرفته شده و جومونگ اولین پادشاه این سلسله بوده است و این داستان توسط فرانسویها نوشته نشده است. * «بچههای آسمان» فیلم ایرانی مورد علاقه من است بازیگر نقش جومونگ در ادامه گفت: من فیلم ایرانی «بچههای آسمان» را دیدهام که خیلی قشنگ بود و از آنجا فهمیدم که ایران و کره از لحاظ فرهنگی بسیار شبیه هم هستند. وی درباره حضورش در یک فیلم یا سریال ایرانی نیز گفت:اگر به من پیشنهاد حضور در یک فیلم یا سریال ایرانی را بدهند اول آنرا بررسی میکنم و اگر به نظرم خوب آمد آن را قبول میکنم. من شنیدهام که فیلم های ایرانی خیلی معروف هستند و هر سال در دو جشنواره هنری کره حضور پررنگی دارند. * ایران کشور آزاد و قشنگی است سانگ ایل گوک در ادامه گفت: ایران کشور آزاد و بسیار قشنگی است که جذابیتهای بسیاری دارد مردم آن نیز بسیار مهربان هستند و استقبال آنها در فرودگاه و هتل نشانگر خوبی آنهاست. وی درباره پاسخ به این سؤال که ماندگارترین صحنهای که از سریال افسانه جومونگ در ذهنتان مانده است اظهار داشت: ساخت این سریال متعلق به 3 سال پیش است و خیلی یادم نیست اما صحنهای بود که در گل فرو رفتم و به همین دلیل حتی یک هفته نمیتوانستم غذا بخورم و حتی در گوشهایم نیز پر از گل شده بود البته آخرین صحنه جومونگ جذابترین صحنه بود و به خاطر آن گریه کردم. * با سوسانو ازدواج نکردم بازیگر نقش جومونگ در پاسخ به این سؤال که آیا میدانستی تصاویر شما به مدت چند ماه روی جلد مجلههای ایرانی را به خود اختصاص داده و اینکه آیا با سوسانو ازدواج کردهاید اظهار داشت: در کره هم عکسهایم روی جلد مجلات و روزنامهها قرار گرفت و فکر نمیکردم در ایران نیز چنین اتفاقی افتاده باشد ضمن اینکه ازدواج کردهام اما متأسفانه با دختر دیگر جز سوسانو. وی درباره معنی اسم خود نیز گفت: ایل یعنی یک گو یعنی کشور و معنی اسم من یعنی یک کشور من به خاطر اسمم نقش جومونگ را بازی کردم و فکر میکنم این سرنوشت من بود جومونگ هم چند کشور را با یکدیگر متحد کرده است ضمن اینکه تاریخ تولد من یک اکتبر است که این تاریخ در کره یک روز نظامی است به همین دلیل پدر و مادرم این نام را برایم انتخاب کردهاند. * داستان جومونگ همزمان با دوران هخامنشی در ایران است سانگ ایل گوک در ادامه گفت: سریال افسانه جومونگ در کشور کره جنوبی یازده یا دوازدهمین سریال پرطرفدار است و اولین سریال راجع به تاریخ باستان کره جنوبی به شمار میرود. در کره چندین سریال باستانی ساخته شده اما اولین آن راجع به سلسله گوگور یعنی 2500 سال پیش و همزمان با دوران هخامنشی است من در این سریال لباسهای سنتی پوشیدهام و فکر میکنم به همین دلیل مردم از این سریال خوششان آمده است. بنابراین گزارش در ادامه این مراسم خبرنگاری به حواشی اتفاقات روی داده در ایران پس از پخش سریال جومونگ اشاره کرد و گفت: آیا میداند فردی به خاطر سوسانو در ایران خودکشی کرده و یا مردی با مراجعه به ثبتاحوال خواستار تغییر نامش به جومونگ شده که سانگ ایل گوک با ابراز شگفتی از بروز چنین رخدادهایی در پاسخ گفت: من ابتدا به خاطر اینکه فردی برای سوسانو خودکشی کرده تسلیت میگویم البته چنین اتفاقاتی را در روزنامههای سایر کشورها خواندم که البته باعث خوشحالی نیز هست چون معروفیت و محبوبیت جومونگ را نشان میدهد ضمن اینکه تمام پسران کرهای هم عاشق سوسانو هستند و رقیب برای پسران ایرانی بسیار است. وی درباره اینکه دوست دارد با چه بازیگر و یا کارگردان بینالمللی کار کند تصریح کرد: در کره فیلمهای ایرانی معروف هستند و مردم آنها را دوست دارند چند فیلم ایرانی هم که از تلویزیون پخش شده دیدهام اما فکر میکنم تمام بازیگران، کارگردانها و هنرمندان معلم من هستم و باید از نکات خوب آنها استفاده کنم و نمیتوانم یک نفر را انتخاب کنم و آرزو دارم با تمام بازیگران خوب دنیا همبازی شوم. بازیگر نقش جومونگ درباره دوبله این سریال به زبان فارسی نیز گفت: متأسفانه من دوبله را ندیدهام و دوست دارم ببینم که چه کسی به زبان فارسی به جای من سخن گفته است البته زمانی که این سریال از کشور چین پخش میشد یکی از دوستان من با من تماس گرفت و گفت دوبله شما خیلی خندهدار شده و من تا چند روز بابت این مسئله نخوابیدم ، امیدوارم دوبله فارسی این سریال اینگونه نشده باشد. * شنیدهام که سریال جومونگ توانسته ترافیک تهران را کم کند سانگ ایل گوک در ادامه در پاسخ به این سؤال که آیا میداند در سئول خیابانی به نام تهران وجود دارد اظهار داشت: بله طی سالهای گذشته بین کشور ایران و کره جنوبی روابط دوستانهای ایجاد شده بود همان موقع دو خیابان به نامهای تهران در سئول و سئول در تهران نامگذاری شد. وی درباره دلایل علاقه مردم ایران به سریال افسانه جومونگ عنوان داشت: مردم ایران به داستانهایی که قهرمانمحور هستند علاقه بسیاری دارند و فکر میکنم افسانه سریال جومونگ هم از چنین ویژگیای برخوردار است به نظر میرسد که دلایل بسیاری برای موفقیت سریال جومونگ وجود دارد که یکی از آنها داستان زیبای جومونگ است. وی افزود: من هم شنیدهام که در تهران ترافیک به خاطر جومونگ کم شده است البته در کره هم چنین اتفاقی افتاد البته خانمها از این اتفاق خوشحال شدند چون همسرانشان زود به خانه برگشتهاند. سانگ ایل گوک درباره میزان علاقمندیاش به تئاتر، تلویزیون و سینما گفت: در زمینه تئاتر فعالیتی نداشتهام اما علاقمند به این رشته هستم و فکر میکنم تئاتر هنر واقعی است و لذتبخشترین هنر است و تلویزیون و سینما هم از نظرم جایگاه یکسانی دارند. به گزارش خبرنگار فارس یکی از خبرنگاران نشریات ورزشی از سانگ ایل گوک پرسید که در هواخواهی از تیمهای آبی یا قرمز طرفدار کدام است اما او در ترجمه متوجه منظور او نشد و در پاسخ گفت من فقط لباسهای یکرنگ میپوشم البته به لباسهای قرمز و مشکی هم علاقهمندم. عاشق ورزشام و اگر بیکار باشم روزی 5 الی 6 ساعت ورزش میکنم و به شنا، کوهنوردی و پیادهروی علاقه بسیاری دارم ضمن اینکه رزمیکار نیستم اما سه ماه قبل از شروع سریال تمرین میکردم و تمام بخشهای مربوط به اسبسواری در این سریال را خودم بازی میکردم. وی در پایان در پاسخ به سؤالی که آیا حاضرید دوباره به ایران بیاید پاسخ داد: اگر ایرانیها دوباره من را دعوت کنم حتما به ایران میآیم. * ساخت مستند از حضور جومونگ در ایران به گزارش خبرنگار فارس در این مراسم اعلام شد: فیلم مستندی از ابتدای ورود سانگ ایل گوک به ایران و بازگشتش به کره جنوبی در حال تهیه است که پس از پایان مراحل ساخت در اختیار علاقهمندان قرار میگیرد. یکی از مدیران شرکت دعوتکننده از سانگ ایل گوک در پاسخ به این سؤال که چرا از میان بازیگران کرهای از او برای حضور در ایران دعوت شده پاسخ داد: این بازیگر از لحاظ اخلاقی فرد وارستهای است که جایگاه ویژهای دارد به همین دلیل ما احساس کردیم او با مردم ایران همخوانی بیشتری دارد. سانگ ایل گوک فردی است که سیگار نمیکشد، مشروب نمیخورد و ساعتها از روزش را به ورزش اختصاص میدهد این دلایل باعث شد تا ما نزدیکی بیشتری بین او و ایرانیها ببینیم و از او برای حضور در ایران دعوت کنیم. * بسیاری از هواداران این بازیگر برای دیدن او جلوی در سالن همایشهای سازمان صداوسیما تجمع کرده بودند و با در دست داشتن حلقههای گل در انتظار دیدن بازیگر محبوب خود بودند. وقتی آنها ذائقه ما را بهتر می شناسند از میان تمامی رسانه های قابل دسترسی در کشورمان به نظر می رسد «تلویزیون» هنوز پرمخاطب تر از سایر رسانه ها است، البته موضوع رسانه و مقبولیت و مشروعیت آن نزد افکار عمومی با موضوع سرگرم سازی بسیار متفاوت است. رسانه ملی پس از انقلاب چند دوره را برای تامین برنامه و غنی سازی اوقات فراغت پشت سر گذاشته است؛ در «دوره اول» به دلیل فقر برنامه سازی و وجود یک کانال تلویزیونی و مواجهه با موضوع سازماندهی افکار عمومی برای مقابله با تهدیدات دشمن و جنگ تحمیلی عمدتاً گرایش برنامه ها و فیلم ها بیشتر به سوی «موضوعات مکتبی و ارزشی» بود و در این میان استفاده از تاکتیک «تکرار فیلم» یا «برنامه ها» راهی برای تامین برنامه بود. «دوره دوم» که با پخش مشهور ترین و طولانی ترین سریال خانوادگی به نام «اوشین» و راه اندازی کانال های جدید تلویزیونی همراه بود، عصر جدیدی پیش روی مدیران و برنامه سازان رسانه ملی قرار داد و چالش مهم صدا و سیما در این دوره همراهی با عصر سازندگی و تقویت روحیه امیدواری به آینده و خودباوری نزد ایرانیان و لغو محدودیت «پخش موسیقی» بود که با مقاومت های زیادی روبه رو شد. البته در تمامی این دوره ها انتقاد اصلی افکار عمومی تکیه بر غمناک و غم انگیز بودن برخی از فیلم ها و سریال ها بود. «دوره سوم» برنامه سازی در رسانه ملی با اوج گرفتن برنامه های طنز و شادی همراه با ظهور موسیقی پاپ ایرانی و کلکسیونی از سریال های خانوادگی و تله فیلم های ایرانی آغاز شد که گاهی این برنامه به نحوی نسخه برداری از نمونه های خارجی و داخلی بود. چالش این عصر اشاعه ماهواره و استقبال مردم از برنامه های ماهواره یی بود و مدیران رسانه ملی را بر آن داشت تا با خواست مخاطبان همراهی بیشتری داشته و به فکر ایجاد تنوع در برنامه ها باشند. شاید بتوان گفت سریال هایی مانند شب دهم، کیف انگلیسی، امام علی(ع) و سریال های طنز مهران مدیری نمونه یی از موفقیت رسانه ملی و برنامه سازان باشد. این عصر با تغییر مدیریت در رسانه ملی و تغییر استراتژی در ساخت و تهیه برنامه ها در رسانه ملی مصادف شد. نمایش برخی سریال ها و فیلم ها در ایام مختلف و بروز اعتراضات صنفی و سیاسی از سوی برخی اقشار جامعه و حتی قومیت ها، برنامه سازان را در این دوره در تنگنایی قرار داد تا به نحوی سعی کنند محتوایی را آماده پخش کنند که بسیار شسته رفته بوده و به قول معروف حساسیت برانگیز نباشد و نتیجه این دستور العمل خنثی و بی معنی شدن سریال ها بود. رویکرد بسیار جدی و سریع رسانه ملی برای تبدیل فضای اجتماعی در ایام ماه مبارک رمضان به فضایی مملو از جشن و شادی به همراه رعایت اصول مذهبی در این ماه کاری بود بسیار مبتکرانه که علاوه بر وجود برخی مخالفت ها با اقبال عمومی نیز روبه رو شد. اما همه جنبه های تولید برنامه و سریال سازی در رسانه ملی به اینجا ختم نمی شود. واقعیت این است که گاهی کیفیت فدای کمیت شده و طولانی شدن برخی سریال ها نتیجه اش بی محتوا شدن یا به بیراهه رفتن سوژه و گران تمام شدن آن است. مدیران رسانه ملی بیش از هرکسی آگاهند که چالش عمده این رسانه طی چند سال گذشته ظهور شیوه های جدید سرگرمی تلویزیونی در میان خانواده های ایرانی است. بر اساس برخی آمار غیررسمی وجود بیش از سه میلیون تلویزیون یا سینمای خانواده در منازل مردم، خبر از واقعیتی می دهد که خانواده های ایرانی منتظر برنامه ریزی رسانه ملی نیستند و به نحوی خودشان دست به انتخاب برنامه و حتی سرگرمی زده و با تکثیر سریال ها و فیلم های ماهواره یی روز دنیا مانند گمشدگان، جومونگ و... توسط دلالان و شرکت های نامشخص روی سی دی و فروش اینترنتی آن با قیمت هایی نازل به نحوی به رقبای رسانه ملی تبدیل شده اند. از سوی دیگر آغاز به کار شبکه های ماهواره یی فیلم و سریال با ترجمه یا دوبله فارسی و با رعایت برخی موازین ایرانی این نکته را به مدیران و تهیه کنندگان گوشزد می کند که گویا دست اندرکاران شبکه های چندملیتی فیلم و سریال بیش از رسانه ملی به ذائقه سرگرمی مخاطبان ایرانی اشراف دارند. آنچه گفته شد گوشه یی از چالش های پیش روی برنامه سازان و تهیه کنندگان سریال ها و فیلم های ایرانی است که بی توجهی به آن نتیجه اش گرایش افراطی مخاطبان ایرانی به سایر رسانه ها است. شاید در تحلیل محتوای برنامه ها و سریال های ایرانی بتوان گفت این گونه سریال ها از چند مشکل رنج می برند که از جمله غلبه کمیت بر کیفیت، انبوه سازی و گاهی شباهت، ضعف در مدیریت بر کیفیت و محتوا، ضعف در مخاطب شناسی و گاهی زیاده روی در پرداختن به عناصر فرهنگی، ارزشی و دینی است. البته هدف از این آسیب شناسی نادیده گرفتن سه دهه زحمات و برنامه ریزی مدیران رسانه ملی نیست اما باید دانست گاهی بومی سازی و شبیه سازی در برخی موارد پاسخگوی مخاطبان نیست. در برخی از سریال ها بعضاً افراطی نشان دادن شخصیت زن یا مرد یا گرایش مردان به چندهمسری یا علنی شدن خیانت، سبب می شود خانواده یا فرزندان طرز تلقی نامناسبی از جامعه داشته و گاهی آن را به محیط درونی خانواده نیز تعمیم دهند. تبلیغ افراطی مردسالاری، رواج واژگان کلامی شبیه به فیلم های هالیوودی، نمایش خشونت کور و بی هدف، سهل انگاری یا تساهل در روابط میان زن و مرد و درک آن و انطباق با واقعیت های اجتماعی گاهی برای مخاطبان ایرانی دشوار است. به عقیده برخی ساخت طولانی ترین و گران ترین سریال ها با رویکرد تاریخی و اجتماعی به معنی پرمخاطب یا جذاب بودن آن نیست زیرا کره یی ها با ساختن چندین سریال ارزان و جذاب از جمله «جومونگ» توانستند بازار خوبی برای خود در خاورمیانه و خاور دور فراهم کنند. باید اذعان کرد کره یی ها چند سالی است با استفاده از ارزان ترین سبک های فیلمسازی و سریال سازی خود را در بازار فیلم و سریال جهان البته پس از رقبای «هالیوودی» در امریکا و «بالیوودی» در هند مطرح کرده اند. دلیل اصلی موفقیت «صنعت فیلم بالیوود» در هند و «صنعت فیلم هالیوود» در امریکا حرکت به سمت خصوصی سازی رسانه یی و حمایت از فیلمسازی است. طبق برآوردها سالانه در بالیوود هند بیش از دو هزار فیلم و برنامه و در هالیوود امریکا بیش از سه هزار فیلم، سریال و کارتون ساخته می شود و هیچ گاه برای مخاطبان دنیا به طور دقیق مشخص نشده فیلم های هالیوودی در چهار گوشه دنیا چرا برای مخاطبانی با گویش ها، فرهنگ ها و مذاهب گوناگون این گونه جذاب است. نمونه بارز آن شایع شدن علاقه به تماشای کارتون های «شرک» در بین کودکان ایرانی است. همه آنچه گفته شد گوشه یی از سختی تهیه برنامه و سریال در رسانه را نشان می دهد اما تجربه کشورهای عربی با شبکه های ماهواره یی عرب ست و ترکیه با شبکه ماهواره یی ترک ست نشان داد که با ترکیب شبکه های تلویزیونی خصوصی، بازپخش برنامه های جذاب ماهواره یی و برنامه سازی رسانه های داخلی علاوه بر ایجاد تنوع می توان به میل مخاطبان تا حدی پاسخ داد. هم اکنون امکان دسترسی و تماشای بیش از 100 شبکه ماهواره یی عربی و بیش از 300شبکه ماهواره یی اروپایی و ترکیه یی در فضای کشورمان به نحوی رسانه ملی و مخاطبان ایرانی را به چالش کشیده و با راه اندازی شبکه های فیلم، سریال و خبر فارسی توسط همسایگان عرب و شاید به زودی توسط ترکیه و سایر همسایگان فرصت برای جبران وجود نداشته باشد. نوشته : دکتر علی گرانمایه پور( اعتماد ) راز محبوبیت "افسانه جومونگ" تولید و دوبله عاشقانه آن است مدیر دوبلاژ مجموعه تلویزیونی "افسانه جومونگ" بر این باور است که این مجموعه با عشق ساخته و با عشق و علاقه دوبله شده و راز محبوبیت آن را همین نکته میداند. به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه "افسانه جومونگ" مانند "جواهری در قصر" به یکی از پربینندهترین مجموعههای تلویزیون تبدیل شده و بخشی از موفقیت این مجموعه را باید به حساب دوبله خوب آن گذاشت. علیرضا باشکندی گوینده نقش جومونگ و مدیر دوبلاژ این مجموعه محبوب در این گفتگو از تجربه تازهاش میگوید. او از سال 69 گویندگی را شروع کرده و "افسانه جومونگ" اولین مجموعه کرهای است که مدیریت دوبلاژ آن را بر عهده داشته است. *به نظر میرسد دوبله مجموعههای کشورهای شرق آسیا به دلیل زبان و گویش این سرزمینها دشوارتر از مجموعههای غربی است. همخوانی واژهها و جملهها با شیوه بیان بازیگر در این مجموعهها سخت است. ـ علیرضا باشکندی ـ مدیر دوبلاژ "افسانه جومونگ": از میان مجموعههای شرق آسیا دوبله مجموعههای کرهای سادهتر است. "افسانه جومونگ" اولین تجربه من در این زمینه است. در دوبله این مجموعهها بخش لیپسینک سختتر از سینک زدن است. در لیپ سینک باید جملهها و واژهها طوری انتخاب شود که به نظر برسد بازیگر فارسی صحبت میکند. * مجموعه از زبان اصلی ترجمه شده است؟ ـ ترجمه از روی متن انگلیسی است که کامل نیست و از آن راضی نیستم. من جانمایه جمله را میگیرم، سکانس را میبینم و بر اساس آن دیالوگ مینویسم. مجموعه "افسانه جومونگ" مانند "جواهری در قصر" به یکی از پربینندهترین مجموعههای تلویزیون تبدیل شده و بخشی از موفقیت این مجموعه را باید به حساب دوبله خوب آن گذاشت. * به نظر میرسد روان بودن دیالوگها هم مهم بوده است؟ ـ سعی کردم گفتگوها عامهپسند، ساده و قابل درک باشد. البته برایم جالب است که اقشار و گروههای مختلف از این مجموعه استقبال کرده اند و یکی از دلایل میتواند روانی دیالوگها باشد. * "افسانه جومونگ" مجموعه شاخصی نیست و میشود گفت بخشی از موفقیت مجموعه را باید به پای دوبله آن نوشت. ـ من این مجموعه را پسندیدهام و فضایش را دوست دارم. خیلی از دوستان به بازیها و مجموعه انتقادهایی دارند اما من در مجموعههای ایرانی بازیهایی به این روانی ندیدهام. به نظرم فضایی که در این مجموعه وجود دارد برای بیننده جذاب است. این مجموعه با عشق ساخته شده و این روی بیننده تاثیر میگذارد، ما هم آن را با عشق دوبله کردیم. * برای نقش جومونگ گوینده دیگری را در نظر نداشتید؟ ـ جومونگ را برای افراد دیگری در نظر گرفته بودم، با آنها مطرح کردم اما درگیر کار بودند و نتوانستند همکاری کنند. البته به دلیل جنس صدای من این تصور میشود که نقش جومونگ برای من مناسب است، اما به دلیل این که شائبهای پیش نیاید خواستم از گوینده دیگری استفاده کنم. * خانم رزیتا یاراحمدی گزینه چندم برای گویندگی نقش سوسانا بود؟ ـ برای سوسانا از ابتدا به خانم یاراحمدی فکر میکردم. * در مجموعه "جواهری در قصر" شراره حضرتی به جای بازیگر نقش بانو چویی صحبت میکرد و در "افسانه جومونگ" شما از فریبا شاهینمقدم برای این نقش استفاده کردید. منفی بودن بازیگر نقش ملکه باعث شد سراغ گوینده قبلی این نقش نروید؟ ـ خانم حضرتی در "جواهری در قصر" به خوبی جای این نقش صحبت کردند. من از او دعوت کردم اما درگیر پروژه دیگری بود و خانم شاهینمقدم که استاد این حرفه است به گروه ملحق شد. اگر خانم حضرتی این نقش را میگفت با توجه به تغییر کاراکتر و شخصیتپردازی ملکه اجرای متفاوتی با "جواهری در قصر" داشت. نمیخواستم حضور یک گوینده برای یک بازیگر تداعیکننده نقش قبلی باشد. در این مجموعه با شخصیت دیگری روبرو هستیم. از نگاه من ملکه منفی نیست. اتفاقهایی که برای او رخ داده این شخصیت را ساخته است، همه انسانها اگر احساس کنند حقشان ضایع شده واکنش نشان میدهند. علیرضا باشکندی گوینده نقش جومونگ و مدیر دوبلاژ این مجموعه محبوب در این گفتگو از تجربه تازهاش میگوید. او از سال 69 گویندگی را شروع کرده و "افسانه جومونگ" اولین مجموعه کرهای است که مدیریت دوبلاژ آن را بر عهده داشته است. * بعضی مجموعهها میتوانند گویندگانشان را به ستاره تبدیل کنند. در دهه 60 این اتفاق با مجموعه "سالهای دور از خانه" برای خانم مریم شیرزاد افتاد. ـ هر مجموعه خوبی این امکان را برای گویندهها به وجود میآورد، اما به نوعی صدای گوینده هم لو میرود. * این امتیاز است یا نقطه ضعف؟ ـ اگر گوینده در دام کلیشه و تکرار نیفتد، شناخته شدن صدایش امتیاز محسوب میشود. اما ممکن است گویندهای به دام تکرار بیفتد و مدام نقشهای تکراری صحبت کند که به کارش لطمه میخورد. * اتفاقا با نگاه به کارنامه شما میشود فهمید تلاش کردهاید متفاوت باشید. جاسبر دیل در "قصههای جزیره" و لوک مک گرگور در "رودخانه برفی" با جومونگ تفاوت دارند و شما به جای این نقشهای متفاوت به خوبی صحبت کردهاید. ـ من سعی کردهام برای گویندگی هر نقش به آن نزدیک شوم و تفاوتهایش را با کارهای قبلیام در نظر بگیرم و برجسته کنم. * اتفاق مثبتی که در دوبله این مجموعه افتاده فاصله گرفتن گویندهها از تیپسازی و صداسازی است. میشود گفت دوبله رئالیستی و بدون اغراق است. - نگاه من این بود که گویندهها اغراق نداشته باشند. تیپسازی هم کم است و فقط چهار نفر تیپسازی کردند که کارشان هم خوب است. تعدادی از این دوستان تازه به جمع گویندگان ملحق شدهاند، اما حاصل کارشان قابل قبول است. آقای شهروز ملکآرایی که نیازی به تعریف ندارند و سابقه سالها کار در این حرفه دارند. بیژن علیمحمدی تیپی تازه ارائه داده است. شهراد بانکی و امیر عطرچی هم کارشان را با مهارت انجام دادهاند. * تمرین خاصی دارید؟ ـ تمرین خاص نه، پیش از ضبط تمرین میکنیم و نظرم را به گویندهها میگویم. اگر زمان بیشتری داشتیم قطعا نتیجه کار بهتر از چیزی میشد که الان میبینیم. ما با پخش فاصله زیادی نداریم و باید از فرصتی که داریم، استفاده کنیم. به همین دلیل فرصت تمرینمان محدود است. * در سالهای اخیر صداهای خاص در دوبله شنیده نمیشود. نسل این صداها و گویندگان منقرض شده یا فضایی برای جذب این افراد به وجود نیامده است؟ ـ متاسفانه بعضی دوستان اعتقاد دارند هر صدایی برای این حرفه مناسب است. نتیجه این نوع نگاه وضعیتی است که امروز میبینیم و شما از آن انتقاد میکنید. البته در جذب گوینده هم ضعفهایی داشتهایم و عرصهای فراهم نشده تا صداهای استثنایی وارد این حرفه شوند. با این حال اگر دقت کنید صداهای خوب در این نسل دیده میشود. منوچهر زنده دل، کسری کیانی و علی عابدی گویندگانی هستند که صداهای خاص دارند و از نظر حرفهای هم حاصل کارشان قابل قبول است. سعی کردهام با علاقه این کار را انجام بدهم. شاید سلیقه مخاطب پنج سال دیگر این مجموعه را نپسندد. این روزها حتی فیلمهای هالیوودی را نمیتوان دو بار دید. دو بار تماشاکردن یک فیلم، ارزشهای آن را کمرنگ میکند. پس قضاوت درباره این مجموعه و ماندگاریاش واقعا سخت است. * سالهای قبل بین گویندگان پیشکسوت و جوان اختلاف وجود داشت و این دودستگی به هنر دوبله که در مقطعی بسیار موفق بود، لطمه میزد. گویا مدتی است این اختلافها حل شده و شاهد رشد دوبلاژ هستیم. ـ زمانی افرادی که مسئولیت تقسیمبندی فیلمها و سپردن آنها به مدیران دوبلاژ را بر عهده داشتند با انتخابهای غلط به این حرفه لطمه زدند. این مشکلات همچنان وجود دارد اما کمرنگ شده است. برای رشد یک حرفه باید کار را به کاردان سپرد، ما در قبال مردم مسئولیت داریم و کارمان قضاوت میشود. * دوبله مجموعه "افسانه جومونگ" محک زمان را تاب میآورد؟ پنج سال بعد هم میتوان این دوبله را قابل قبول دانست؟ ـ نمیدانم. سعی کردهام با علاقه این کار را انجام بدهم. شاید سلیقه مخاطب پنج سال دیگر این مجموعه را نپسندد. این روزها حتی فیلمهای هالیوودی را نمیتوان دو بار دید. دو بار تماشاکردن یک فیلم، ارزشهای آن را کمرنگ میکند. پس قضاوت درباره این مجموعه و ماندگاریاش واقعا سخت است. * مردم صدای شما را به عنوان گوینده جومونگ میشناسند؟ ـ نه، من خارج از این فضا نرم و آرام صحبت میکنم و اگر مرا بشناسند دوست ندارم درباره کارم توضیحی بدهم و انکار میکنم. * چرا؟ ـ شاید برای فرار از سئوالهای بعدی. بعضی مردم لطف دارند و میگویند صدایم برای گویندگی مناسب است و بروم تست بدهم.(میخندد)


طبقه بندی: پنجمین خورشید

یونگ، ناخودآگاه جمعی و کهن الگو

اسطوره و کهن الگو
روایت جومونگ بازسازی یک اسطوره کره ای












By Ashoora.ir & Night Skin




