سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران
اندکی صبر ، سحر نزدیک است

در میان زنان و طبقه بانوان کسانى هستند که داراى مقام والاى شفاعتند؛ دو شخصیّت بى‏نظیرِ فاطمه نام، یکى حضرت صدّیقه طاهره، فاطمه ‏زهرا صلوات‏اللَّه‏ و دیگرى کریمه اهل بیت و دختر حضرت ‏موسى بن جعفر علیه‏السّلام، حضرت فاطمه‏ معصومه علیهاالسّلام است


پیروان مکتب تشیّع و خاندان پیغمبر علیهم‏السّلام با اتکاى به آیات کریمه قرآنى و روایات شریفه، موضوع شفاعت را حتمى دانسته و بدان اعتقاد قلبى دارند. در روز قیامت شفیعان متعددند و در رأس همه، رسول خدا، پیامبر خاتم صَلّى‏اللَّه‏عَلَیْهِ‏ وَ آلِه‏ مى‏باشند. و همچنین در میان زنان و طبقه بانوان کسانى هستند که داراى مقام والاى شفاعتند؛ دو شخصیّت بى‏نظیرِ فاطمه نام، یکى حضرت صدّیقه طاهره، فاطمه‏زهرا صلوات‏اللَّه‏ و دیگرى کریمه اهل بیت و دختر حضرت‏موسى بن جعفر علیه‏السّلام، حضرت فاطمه‏معصومه علیهاالسّلام است.

در روز قیامت بالاترین جایگاه شفاعت از آنِ رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) می باشد که قرآن کریم از آن به:"مقام محمود" تعبیر نموده(1)و منطق وحی گستردگی و وسعت آن را با آیت جلیله‌(وُلَسُوًفُ یْعًطیکُ رُبْکُ فَتَرًضی)(2)نوید داده است.


ادامه مطلب


نوشته شده در تاریخ سه شنبه 89 اسفند 24 توسط صادق.م | نظر بدهید

فاطمه زهرا و فاطمه معصومه سلام الله علیهما <\/h3>
مدیحه نورین نیرین

اى ازلیت به تربت تو مخمر

وى ابدیت به طلعت تو مقرر

آیت رحمت زجلوه تو هویدا

رایت قدرت در آستین تو مضمر

جودت هم بسترا به فیض مقدس

لطفت هم بالشا به صدر مصدر

عصمت تو تا کشید پرده به اجسام

عالم اجسام گردد عالم دیگر

جلوه تو نور ایزدى را مجلى

عصمت تو سر مختفى را مظهر

گویم واجب تو را نه آنت رتبت

خوانم ممکن تو را ز ممکن برتر

ممکن اندر لباس واجب پیدا

واجبى اندر رداى امکان مظهر

ممکن اما چه ممکن, علت امکان

واجب اما شعاع خالق اکبر

ممکن اما یگانه واسطه فیض

فیض به مهتر رسد و زان پس کهتر

ممکن اما نمود هستى از وى

ممکن اما ز ممکنات فزونتر

 

مدیحه نورین نیرین

وین نه عجب ز آنکه نور اوست ز زهرا

نور وى از حیدر است و او ز پیمبر

نور خدا در رسول اکرم پیدا

کرد تجلى ز وى به حیدر صفدر

وز وى تابان شده به حضرت زهرا

اینک ظاهر ز دخت موسى جعفر

این است آن نور کز مشیت «کن» کرد

عالم, آنکو به عالم است منور

این است آن نور کز تجلى قدرت

داد به دوشیزگان هستى زیور

شیطان عالم شدى اگر که بدین نور

ناگفتى آدم است خاک و من آذر

آبروى ممکنات جمله از این نور

گر نبدى, باطل آمدند سراسر

جلوه این خود عرض نمود عرض را

ظلش بخشود جوهریت جوهر

عیسى مریم به پیشگاهش دربان

موسى عمران به بارگاهش چاکر

آن یک چون دیده بان فرا شده بر دار

وین یک چون قاپقان معطى بر در

یا که دو طفل اند در حریم جلالش

از پى تکمیل نفس آمده مضطر

آن یک, «انجیل» را نماید از حفظ

وین یک «تورات» را بخواند از بر

گر که نگفتى امام هستم بر خلق

موسى جعفر ولى حضرت داور

فاش بگفتم که این رسول خدایست

معجزه اش مى بود همانا دختر

دختر جز فاطمه نیاید چون این

صلب پدر را و هم مشیمه مادر

 

مدیحه نورین نیرین

دختر چون این دو از مشیمه قدرت

نامد و ناید دگر هماره مقدر

آن یک امواج علم را شده مبدا

وین یک افواج حلم را شده مصدر

آن یک موجود از خطابش مجلى

وین یک معدوم از عقابش مستر

آن یک بر فرق انبیا شده تارک

وین یک اندر سر اولیا را مغفر

آن یک در عالم جلالت «کعبه»

وین یک در ملک کبریایى «مشعر»

«لم یلد»م بسته لب و گرنه بگفتم

دخت خدایند این دو نور مطهر

آن یک کون و مکانش بسته به مقنع

وین یک ملک جهانش بسته به معجر

چادر آن یک حجاب عصمت ایزد

معجر این یک نقاب عفت داور

آن یک بر ملک لایزالى تارک

وین یک بر عرش کبریایى افسر

تابشى از لطف آن بهشت مخلد

سایه اى از قهر این, حجیم مقعر

 

مدیحه نورین نیرین

قطره اى از جود آن, بحار سماوى

رشحه اى از فیض این, ذخایر اغیر

آن یک, خاک مدینه کرده مزین

صفحه قم را نموده این یک انور

خاک قم این کرده از شرافت جنت

آب مدینه نموده آن یک کوثر

عرصه قم غیرت بهشت برین است

بلکه بهشتش یساولى است برابر

زیبد اگر خاک قم به «عرش» کند فخر

شاید گر «لوح» را بیابد, همسر

خاکى عجب خاک! آبروى خلایق

ملجا بر مسلم و پناه به کافر

گر که شنیدندى این قصیده «هندى»

شاعر شیراز و آن ادیب سخنور

آن یک طوطى صفت همى نسرودى

«اى بجلالت ز آفرینش برتر»

وین یک قمرى نمط هماره نگفتى

«اى که جهان از رخ تو گشته منور»

 

حضرت امام خمینى





طبقه بندی: حضرت معصومه(س)

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 88 مهر 28 توسط صادق.م | نظر بدهید
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.