سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی فروشگاه اینترنتی هاست ایران
اندکی صبر ، سحر نزدیک است

 

اشک در دیده ی ترم باشد

                                        شب میلاد دلبرم باشد

ای عزیز رسول، یا زهرا

                                        عشق تو روح پیکرم باشد

جان ما را اگر پذیرایی

                                        هدیه روز مادرم باشد . . .

منبع:radsms.com

 





طبقه بندی: حضرت فاطمه زهرا(س)
نوشته شده در تاریخ جمعه 91 اردیبهشت 22 توسط صادق.م | نظر بدهید

ولادت پرشکوه فاطمه(علیهاالسلام)‏

 

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در سال پنجم بعثت، که سال ولادت فرزندش بود؛ در سخت‎ترین شرائط و حالات به سر مى‏برد.

اسلام منزوى بود، و مسلمانان اندک نخستین، شدیداً تحت فشار .

محیط مکه بر اثر شرک و بت پرستى و جهل و خرافات و جنگ‎هاى قبایل عرب و حاکمیت زور و بینوایى توده‏هاى مردم، تیره و تار بود.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) به آینده مى‏اندیشید، آینده‏اى درخشان از پشت این ابرهاى سیاه و ظلمانى، آینده‏اى که با توجه به اسباب عادى و ظاهرى بسیار دوردست و شاید غیر ممکن بود.

در همین سال حادثه بزرگى در زندگى پیامبر رخ داد، به فرمان خدا براى مشاهده ملکوت آسمان‎ها به معراج رفت، و به مصداق «لنریه من آیاتنا الکبرى» آیات عظیم پروردگار در پهنه بلند آسمان را با چشم خود دید، و روح بزرگش بزرگتر شد، و آماده پذیرش رسالتى سنگین‎‏تر، توأم با امید بیشتر .

در روایتى از اهل سنت و شیعه - که هر دو بر آن تأکید دارند - مى‏خوانیم: پیامبر(صلی الله علیه و آله) در شب معراج از بهشت عبور مى‏کرد، جبرئیل از میوه درخت طوبى به آن حضرت داد، و هنگامى که پیامبر(صلی الله علیه و آله) به زمین بازگشت نطفه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از آن میوه بهشتى منعقد شد.

لذا در حدیث مى‏خوانیم که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فاطمه (سلام الله علیها) را بسیار مى‏بوسید، روزى همسرش عایشه بر این کار خرده گرفت، که چرا این همه دخترت را مى‏بوسى؟!

این مولود بزرگ از عصاره پاک میوه‏هاى بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلی الله علیه و آله)، و مادر ایثارگر و فداکارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى گام به دنیا نهاد، و طعن و سرزنش‎هاى مخالفین که پیامبر را بدون «نسل جانشین» مى‏پنداشتند، همگى نقش بر آب شد، و به مضمون سوره «کوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر و ائمه هدى و خیر کثیر در طول قرون و اعصار، تا روز قیامت شد.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جواب فرمود:

«من هر زمان فاطمه را مى‏بوسم، بوى بهشت را از او استشمام مى‏کنم.»

و به این ترتیب این مولود بزرگ از عصاره پاک میوه‏هاى بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلی الله علیه و آله)، و مادر ایثارگر و فداکارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى گام به دنیا نهاد، و طعن و سرزنش‎هاى مخالفین که پیامبر را بدون «نسل جانشین» مى‏پنداشتند، همگى نقش بر آب شد، و به مضمون سوره «کوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر و ائمه هدى و خیر کثیر در طول قرون و اعصار، تا روز قیامت شد.

این بانوى بهشتى نام‎هایی داشت که هر کدام از دیگرى پر معنى‏تر بود: 1- فاطمه، 2- صدیقه، 3- طاهره، 4- مبارکه، 5- زکیه، 6- راضیه، 7- مرضیه، 8- محدثه، 9- زهرا و هر یک بیانگر اوصاف و برکات وجود پربرکت او است.

همین بس که در نام معروفش «فاطمه» بزرگترین بشارت براى پیروان مکتبش نهفته است، چرا که «فاطمه» از ماده «فطم» به معنى جدا شدن، یا باز گرفتن از شیر است، و طبق حدیثى که از پیامبر گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله)‏ روایت شده به امیر مؤمنان على(علیه السلام)‏ فرمود:

«مى دانى چرا دخترم، فاطمه نامیده شد؟

عرض کرد: بفرمائید.

فرمود: براى آن که او و شیعیان و پیروان مکتبش از آتش دوزخ باز گرفته شده‏اند!»

از میان نام‎هاى او نام «زهرا» نیز درخشندگى و فروغ خاصى دارد، از امام صادق(علیه السلام) پرسیدند: چرا فاطمه را «زهرا» مى‏نامند؟

فرمود: «زیرا زهرا به معنى درخشنده است و فاطمه چنان بود که چون در محراب عبادت مى‏ایستاد، نور او براى اهل آسمان‎ها پرتو افکن مى‏شد، همانگونه که نور ستارگان براى اهل زمین [پرتو افکن است‏]، لذا زهرا نام نهاده شد.»

هنگامى که خدیجه زنى با شخصیت و معروف به بزرگى بود، با پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) ‏ ازدواج کرد زنان مکه با او قطع رابطه کردند، و گفتند: او با جوان تهی‎دست و یتیمى ازدواج کرده و شخصیت خود را پائین آورده است!

این وضع همچنان ادامه یافت تا این که خدیجه باردار شد و جنینش کسى جز فاطمه زهرا نبود.

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة الا تخافوا ولاتحزنوا»؛ کسانى که بگویند پروردگار ما الله است، فرشتگان بر آن‏ها نازل مى‏شوند و مى‏گویند نترسید و اندوهى به خود راه ندهید.»

به هنگام وضع حمل به سراغ زنان قریش فرستاد و از آن‏ها خواست که در این ساعات حساس و پردرد و رنج به یارى او بیایند و تنهایش نگذارند، اما او با این پاسخ سرد و دردآلود روبرو شد که:

«تو سخن ما را گوش نکردى، با یتیم ابوطالب که مالى نداشت ازدواج نمودى، ما نیز به کمک تو نخواهیم شتافت!»

خدیجه با ایمان، از این پیام زشت و بى معنى سخت غمگین شد، اما در اعماق دلش نور امیدى درخشید که خدایش او را در این حال تنها نخواهد گذاشت.

لحظات سخت و بحرانى وضع حمل آغاز شد، او در محیط خانه تنها بود، و زنى که او را کمک کند وجود نداشت، قلب او فشرده‏تر مى‏شد، و امواج خروشان بى مهری‎هاى مردم روح پاکش را آزار مى‏داد.

ناگهان برقى در افق روحش درخشید، چشم بگشود و چهار زن را نزد خود دید، سخت نگران شد. یکى از آن چهار زن صدا زد:

نترس و غمگین مباش. پروردگار مهربانت ما را به یارى تو فرستاده است ما خواهران توایم.

من ساره‏ام!

و این یک آسیه همسر فرعون است که از دوستان تو در بهشت خواهد بود.

آن دیگری مریم دختر عمران، و این چهارمى را که مى‏بینى دختر موسى بن عمران، کلثوم است!

ما آمده‏ایم که در این ساعت یار و یاور تو باشیم.

و نزد او ماندند تا فاطمه بانوى اسلام دیده به جهان گشود.

آرى به مصداق: ‏

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة الا تخافوا ولاتحزنوا»؛ کسانى که بگویند پروردگار ما الله است، فرشتگان بر آن‏ها نازل مى‏شوند و مى‏گویند نترسید و اندوهى به خود راه ندهید.»

در اینجا نیز علاوه بر فرشتگان، ارواح زنان با شخصیت جهان به یارى خدیجه با ایمان و پر استقامت شتافتند.

تولد این مولود خجسته آنچنان پیامبر(صلی الله علیه و آله) را خشنود کرد که زبان به مدح و ثناى پروردگار گشود، و زبان بدخواهان که او را ابتر مى‏خواندند، براى همیشه کوتاه شد.

خداوند مژده این مولود پربرکت را در سوره کوثر به پیامبرش داد و فرمود:

انا اعطیناک الکوثر، فصل لربک وانحر، ان شانئک هو الابتر»؛ ما سرچشمه جوشان خیر کثیر را به تو بخشیدیم، اکنون که چنین است، براى پروردگارت نماز بجاى آور و تکبیر گو! مسلماً دشمن تو، ابتر است!

 

برگرفته از کتاب برترین بانوى جهان فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، آیة الله مکارم شیرازى .





طبقه بندی: حضرت فاطمه زهرا(س)
نوشته شده در تاریخ شنبه 88 خرداد 23 توسط صادق.م | نظر بدهید

بشارت بهشت بر شیعیان حضرت زهرا(علیهاالسلام)

ولادت حضرت زهراعلیهاالسلام

همانطور که رسول اکرم به شیعیان امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش(علیهم السلام) بشارت بهشت را داده است و در منقبت و عظمت مقام آنان مطالبى بیان داشته‏اند، نسبت به شیعیان حضرت زهرا (علیهاالسلام) نیز دقیقا با ذکر همان مناقب مژده‏ى بهشت داده‏اند.

شیعه یعنى تابع و پیرو و اقتداکننده. شیعه‏ى على(علیه‎السلام) کسى است که از امام على(علیه‏السلام) هدایت مى‏یابد و همراه او و متمسک و دست به دامان اوست. شیعه‏ حضرت فاطمه(علیهاالسلام) در اخبار عینا در ردیف شیعیان على است. گاه پیامبر اکرم در مدح شیعیان امیرالمؤمنین سخن مى‏گوید، و گاه در منقبت شیعیان حضرت فاطمه(سلام‏الله‏ علیها) و همین روش رسول خدا نشانگر این است که حضرت زهرا(علیهاالسلام) خود استقلال دارد و داراى کرامات و مقام والا و صاحب ولایت کبرى مى‏باشد.

 

جابر بن عبدالله از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت مى‏کند که فرمود:

«هنگامى که روز قیامت فرارسد، دخترم فاطمه سوار بر ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشتى وارد عرصه محشر مى‏شود، که مهار آن ناقه از مروارید درخشان و چهارپاى آن از زمرد سبز، دنباله‏اش از مشک بهشتى، چشمانش از یاقوت سرخ، و بر فراز آن، قبه‏اى(خیمه‏اى) از نور، که بیرون آن از درونش و درون آن از بیرونش نمایان است. فضاى داخل آن قبه، انوار عفو الهى و خارج آن خیمه، پرتو رحمت خدایى است. و بر فرازش تاجى از نور که داراى هفتاد پایه است از درّ و یاقوت که همانند ستارگان درخشان در افق آسمان نورافشانند. از جانب راست آن مرکب هفتاد هزار ملک، و از طرف چپ آن هفتاد هزار فرشته است - و جبرئیل در حالى که مهار ناقه را گرفته است - با صداى بلندى ندا مى‏کند: نگاه خود را فراسوى خویش گیرید، و نظرها به پایین افکنید، این فاطمه دختر محمد است که عبور مى‏کند. در آن هنگام، حتى انبیا و صدیقین و شهدا همگى از ادب، دیده فرو مى‏گیرند؛ تا این که حضرت فاطمه(علیهاالسلام) عبور مى‏کند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مى‏گیرد.

آنگاه از جانب خدا جل جلاله ندا مى‏شود: اى محبوبه‏ى من، و اى دختر حبیب من، بخواه از من آنچه مى‏خواهى؛ تا عطایت کنم و شفاعت کن هر که را مایلى تا قبول فرمایم. در جواب عرضه مى‏دارد: اى خداى من، و اى مولاى من، دریاب ذریه‏ى مرا، شیعیان مرا، پیروان مرا، و دوستان ذریه‏ى مرا.

بار دیگر از جانب حق خطاب مى‏رسد: کجا هستند ذریه فاطمه و پیروان او؟ کجایند دوستدارانش، و دوستداران ذریه‏ى او؟ در آن هنگام جماعتى به پیش مى‏آیند و فرشتگان رحمت آنان را از هر سوى در میان مى‏گیرند. و حضرت فاطمه(علیهاالسلام) در حالى که پیشگام آنهاست همگى را همراه خود به بهشت وارد مى‏فرماید.»(1)

 

در حدیث دیگرى از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) منقول است که فرمود:

«پس آنگاه جبرئیل عرض مى‏کند: اى فاطمه، هر چه مى‏خواهى از خداى خویش طلب کن. حضرت فاطمه(علیهاالسلام) عرض مى‏کند: خدایا، شیعیان مرا دریاب. خطاب مى‏رسد: همه‏ شیعیان تو را آمرزیدم. عرضه مى‏دارد: پروردگارا، شیعه‏ فرزندانم را نیز نجات بده. ندا مى‏آید: همه‏ آنان را بخشیدم؛ یا فاطمه، اینک در میان اهل محشر برو و هر کسى که به تو پناهنده شود، همراه تو به بهشت وارد خواهد شد. پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله) سپس به سخنان چنین ادامه داد: در آن هنگام همه‏ مردم آرزو مى‏کنند که اى کاش ما نیز فاطمى بودیم. یا فاطمه، در چنین روزى است که شیعیان تو، پیروان اولاد تو، و شیعیان امیرالمؤمنین در پى تو به سلامت وارد بهشت مى‏شوند.»(2)

 

جناب جابر در یک حدیث مفصل از حضرت باقر(سلام‏الله‏علیه) نقل مى‏کند که فرمود:

«به خدا قسم یا جابر، این است همان روزى که مادرم زهرا شیعیان خود را از میان اهل محشر جدا مى‏کند چنان مرغى که دانه‏هاى خوب را از بد جدا مى‏سازد. و چون همراه فاطمه شیعیانش به در بهشت مى‏رسند، خدا در قلب آنان چنین القاء مى‏فرماید که به پشت سر خویش نگاه کنند؛ آنگاه که به عقب سر خود نظر افکنند، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: سبب چیست که شما به پشت سرتان نگاه مى‏کنید؟ من که شفاعت فاطمه دخترم حبیبم محمد را درباره‏ شما پذیرفتم. عرض مى‏کنند: پروردگارا دوست مى‏داریم قدر و منزلت ما شیعیان فاطمه در چنین روزى شناخته شود. پس، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: اى دوستان من برگردید، برگردید (به صحنه‏ محشر)، نظر افکنید (در میان آن جماعت و) هر کس را که براى دوستى فاطمه شما را دوست داشته است هر کس را که به خاطر زهرا به شما دوستداران فاطمه اطعام کرده؛ نیکى نموده، و با جرعه‏ آبى سیرابتان کرده، و یا از غیبت افراد درباره‏ شما مانع شده است: دست او را بگیرید و به بهشت واردش کنید، سپس حضرت ابوجعفر(امام باقر) علیه‏السلام اضافه فرمود: به خدا سوگند از برکت محبت جده‏ام زهرا کسى بر جاى نمى‏ماند جز آن کسى که نسبت به مقام والاى آل‏ محمد تردید داشته و یا کافر و یا منافق باشد.» (3)

 

عاصمى در کتاب زین الفتى - در بخش «الشراط الساعة» - از سلمان چنین روایت مى‏کند که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:

«اى سلمان، قسم به وجود مقدسى که مرا به پیامبرى مبعوث فرموده است، در روز قیامت، من دامان جبرئیل (نماینده‏ى خداى عز و جل را مى‏گیرم، و على دامان مرا، و فاطمه دامان على را، و حسن دامان فاطمه را، و حسین دامان حسن را، و شیعیانشان دست به دامان آنها هستند. یا سلمان، آیا گمان مى‏کنى، خداى تعالى پیامبرش را (پناهنده‏ى خود را) کجا مى‏برد؟ و پیامبر، برادرش على را؟ و على همسرش زهرا را؟ و فاطمه دو فرزندش را؟ و آنها شیعیانشان را کجا خواهند برد؟ سپس پیامبر اکرم سه بار تکرار فرمودند: اى سلمان قسم به خداى کعبه به سوى بهشت مى‏برند؛ و این پیمانى است که جبرئیل از جانب پروردگار جهانیان وعده داده است». اعتراف و ایقان به ولایت حضرت صدیقه سلام‏الله‏علیها، و اظهار تشیع و دوستى نسبت به او، در زیارت مخصوص آن حضرت نیز با این جملات بیان شده است: «خدایا شاهد باش که من از شیعیان زهرا و از دوستان اویم و معتقد به ولایت آن حضرت هستم.» (4)

با توجه به اینکه حضرت فاطمه صدیقه(سلام‏الله‏علیها) در والاترین مناقب و برترین مقامات با پدر و همسر و فرزندانش مشترک است و با در نظر گرفتن مطالبى که نسبت به مراتب عالى آن حضرت در روز قیامت بیان شد، و بشارت‎هایى که درباره‏ شیعیانش از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است، هرگز معقول نیست که صاحب این مقامات عالیه ولیةالله نباشد.

مطالبى را که بیان شد، از اخبارى که در علت نامگذارى حضرت صدیقه(سلام‏الله‏علیها) به اسامى «فاطمه» و «بتول» وارد شده است مى‏توان استفاده کرد. فاطمه اسمى است که از اسماء حق تبارک و تعالى مشتق گردیده، و بر عرش و بهشت چنین نوشته شده است: «انا الفاطر و هذه فاطمه.»

 


 

 

پی‎نوشت‎ها:

1ـ امالى صدوق، ص 25، بحارالانوار، ج43/ 220- 219.

2ـ یعنى: (چشمان خود فرو بندید تا فاطمه عبور نماید). این جمله در روایات متعدد با عبارات مختلفى ایراد گردیده است، که از آن قبیل است:

«غضوا ابصارکم حتى تجوز فاطمه الصدیقه بنت محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم و من معها.»

«غضوا ابصارکم کم لتجوز فاطمه بنت محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم سیده نساءالعالمین على الصراط».

«غضوا ابصارکم و نکسوا روسکم».

«غضوا ابصارکم تمر فاطمه بنت رسول‏الله صلى الله علیه و آله و سلم».

«غضوا ابصارکم حتى تعبر فاطمه بنت محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم».

«غضوا ابصارکم حتى تمر فاطمه بنت حبیب اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم».

«غضوا الابصار فان هذه فاطمه تسیر».

«غضوا ابصارکم فهذه فاطمه بنت محمد رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم تمر على الصراط».

«نکسوا روسکم و غضوا ابصارکم حتى تجوز فاطمه على الصراط».

«طاطاوا الروس و غضوا الابصار، فان هذه فاطمه تسیر الى الجنه».

حاکم نیسابورى درباره‏ روایت فوق مى‏گوید: «این حدیث - على شرط الشیخین (یعنى بر مبناى شرط بخارى و مسلم)- صحیح است.» (مستدرک حاکم، ج3/153).

ابن ابى‏الحدید در شرح نهج‏البلاغه، ج9/193 پس از نقل این روایت چنین مى‏گوید: «و هذا من الاحادیث الصحیحه. و لیس من الاخبار المستضعفه»؛ یعنى این روایت از احادیث صحیحه مى‏باشد و از جمله احادیث ضعیف نیست.

بعضى از مصادر این روایت در کتب عامه از این قرار است: معجم کبیر طبرانى، ج1/ 108/ ح 180، مستدرک حاکم، ج3/153، 161، اسدالغابه، ج 5/523، تلخیص المستدرک، ج3/ 153، فرائد السمطین، ج 2/ 49/ ح 380، الصواعق المحرقه ص 289، کنزالعمال، ج 12/ ص 105، 106/ ح 34209- 34211، ص 108/ ح 34219، ص 109، 110/ ح 34229، ینابیع الموده ص 182، الاتحاف ص 46.

این روایت در کتب شیعه نیز موجود است که از جمله مى‏توان به مصادر ذیل مراجعه نمود: تفسیر الامام العسکرى - ذیل تفسیر سوره‏ البقره، آیه‏ 93- ص 434، کنز الفوائد ص 253، 254، 355، 356، تفسیر فرات، ص437، 438/ ح 578. کسانى که مایل به بررسى بیشتر روایات شیعى در این باره هستند مراجعه بفرمایند به: بحارالانوار، ج7/ 336، ج 32/610، ج 37/ 70، ج 43/ 52، 53، 62، 64، 219، 220، 221، 223، 224، ج 68/ 59.

3- تفسیر فرات، ص 444- 447/ ح 587/ بحارالانوار ج 8/ 54، 43/ 227. این حدیث که توسط امیرالمؤمنین از پیامبر اکرم(علیهماالسلام) نقل گردیده است نسبتا طویل است و در آن به بعضى از مناقب حضرت زهرا(علیهاالسلام)- خصوصا به موقف و مقام حضرت صدیقه در محشر - اشاره گردیده که ما به دلیل اهمیت آن، متن کامل روایت را در تعلیق شماره‏ 5 آورده‏ایم.

4ـ تفسیر فرات ص 299/ ح 403، بحارالانوار 8/ 52، 43/ 65. متن کامل این روایت در تعلیق شماره‏ 6 آمده است.





طبقه بندی: حضرت فاطمه زهرا(س)
نوشته شده در تاریخ شنبه 88 خرداد 23 توسط صادق.م | نظر بدهید
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.