سفارش تبلیغ
بررسی مالکیت دامنه هاست ایران
اندکی صبر ، سحر نزدیک است

خورشید حریم اهل بیت است حسن

مجموع شمیم اهل بیت است حسن

امشب تو از او هر آنچه خواهی بطلب

زیرا که کریم اهل بیت است حسن...





طبقه بندی: ماه رمضان،  امام حسن(ع)،  کریم،  اهل بیت،  نیمه ماه رمضان
نوشته شده در تاریخ شنبه 93 تیر 21 توسط صادق.م | نظر

بی بی جان!

تو سپر فاتح بدر و حنین

                                                یا مادر زینبین و حسنین      

عیدی میخوام یه سفر کرب و بلا

                                               صحن ابالفضل و حسین....




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 92 مرداد 3 توسط صادق.م | نظر
امام حسن علیه السلام

قالَ الامامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى علیه الصلوة السّلام :

1 - مَنْ عَبَدَاللّهَ، عبَّدَاللّهُ لَهُ کُلَّ شَىْءٍ.1

فرمود: هر کسى که خداوند را عبادت و اطاعت کند، خداى متعال همه چیزها را مطیع او گرداند.

 

2
- قالَ علیه السلام : وَ نَحْنُ رَیْحانَتا رَسُولِ اللّهِ، وَ سَیِّدا
شَبابِ اهْلِ الْجَنّةِ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ یَتَقَدَّمُ، اَوْ
یُقَدِّمُ عَلَیْنا اَحَدا.2

دنباله وصیّتش در
حضور جمعى از اصحاب فرمود: و ما دو نفر - یعنى حضرت و برادرش امام حسین
علیهما السلام - ریحانه رسول اللّه صلى الله علیه و آله و دو سرور جوانان
اهل بهشت هستیم ، پس خدا لعنت کند کسى را که بر ما پیشقدم شود یا دیگرى را
بر ما مقدّم دارد.

 

3 - قالَ علیه السلام : وَ إنّ حُبَّنا لَیُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنى آدَم، کَما یُساقِطُ الرّیحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.3

فرمود:
همانا محبّت و دوستى با ما (اهل بیت رسول اللّه صلى الله علیه و آله ) سبب
ریزش گناهان - از نامه اعمال - مى شود، همان طورى که وزش باد، برگ درختان
را مى ریزد.

 

4 - قالَ علیه السلام : لَقَدْ فارَقَکُمْ رَجُلٌ بِالاْ مْسِ لَمْ یَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَلا یُدْرِکُهُ اَلاَّْخِرُونَ.4

پس از شهادت پدرش امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام ، در جمع اصحاب فرمود:

شخصى از میان شماها رفت که در گذشته مانند او نیامده است ، و کسى در آینده نمى تواند هم تراز او قرار گیرد.

 

5 - قالَ علیه السلام : مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ کانَتْ لَهُ دَعْوَةٌ مُجابَةٌ، إمّا مُعَجَّلةٌ و َإمّا مُؤجَلَّةٌ.5

فرمود:
کسى که قرآن را - با دقّت - قرائت نماید، در پایان آن - اگر مصلحت باشد -
دعایش سریع مستجاب خواهد شد - و اگر مصلحت نباشد - در آینده مستجاب مى
گردد.

 

6 - قالَ علیه السلام : إنّ هذَا الْقُرْآنَ فیهِ مَصابیحُ النُّورِ و َشِفاءُ الصُّدُورِ.6

فرمود: همانا در این قرآن چراغ هاى هدایت به سوى نور و سعادت موجود است و این قرآن شفاى دل ها و سینه ها است .

7 - قالَ علیه السلام : مَنَ صَلّى، فَجَلَسَ فى مُصَلاّه إلى طُلُوعِ الشّمسِ کانَ لَهُ سَتْرا مِنَ النّارِ.7

فرمود: هر که نماز - صبح - را به خواند و در جایگاه خود بنشیند تا خورشید طلوع کند، برایش پوششى از آتش خواهد بود.

 

8
- قالَ علیه السلام: إنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْمارا
لِخَلْقِهِ، فَیَسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ
قَوْمٌ فَفَازُوا، وَ قَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا.8

فرمود:
خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود میدان مسابقه قرار داد. پس
عدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خشنودى الهى از یکدیگر
سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و سهل انگارى خسارت و ضرر مى
نمایند.

 

9 - قالَ علیه السلام : مَنْ
ادامَ الاخْتِلافَ إلَى الْمَسْجِدِ اصابَ إحْدى ثَمانٍ: آیَةً
مُحْکَمَةً، اخاً مُسْتَفادا، و َعِلْما مُسْتَطْرَفا، و َرَحْمَةً
مُنْتَظِرَةً، و َکَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدى، اَوْ تَرُدُّهُ عَنْ
الرَّدى، و َتَرْکَ الذُّنُوبِ حَیاءً اَوْ خَشْیَةً.9

خود
را در مسجد قرار دهد یکى از هشت فایده شاملش مى گردد: برهان و نشانه اى -
براى معرفت -، دوست و برادرى سودمند، دانش و اطلاعاتى جامع ، رحمت و محبّت
عمومى ، سخن و مطلبى که او را هدایت گر باشد، - توفیق اجبارى - در ترک
گناه به جهت شرم از مردم و یا به جهت ترس از عقاب .

فرمود: همانا در این قرآن چراغ هاى هدایت به سوى نور و سعادت موجود است و این قرآن شفاى دل ها و سینه ها است

10
- قالَ علیه السلام : مَنْ أ کْثَرَ مُجالِسَة الْعُلَماءِ اطْلَقَ عِقالَ
لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ
الزِّیادَةِ فى نَفْسِهِ، وَکانَتْ لَهُ وَلایَةٌ لِما یَعْلَمُ، وَ
إفادَةٌ لِما تَعَلَّمَ.10

فرمود: هر که با علماء
بسیار مجالست نماید، سخنش و بیانش در بیان حقایق آزاد و روشن خواهد شد، و
ذهن و اندیشه اش باز و توسعه مى یابد و بر معلوماتش افزوده مى گردد و به
سادگى مى تواند دیگران را هدایت نماید.

 

11 - قالَ علیه السلام : تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَإنْ لَمْ تَسْتَطیعُوا حِفْظَهُ فَاکْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُیُوتِکُمْ.11

فرمود:
علم و دانش را - از هر طریقى - فرا گیرید، و چنانچه نتوانستید آن را در
حافظه خود نگه دارید، ثبت کنید و بنویسید و در منازل خود - در جاى مطمئن -
قرار دهید.

 

12 - قالَ علیه السلام : مَنْ عَرَفَ اللّهَ احَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْیا زَهِدَ فیها.12

فرمود: هر کس خدا را بشناسد، (در عمل و گفتار) او را دوست دارد و کسى که دنیا را بشناسد آن را رها خواهد کرد.

 

13 - قالَ علیه السلام : هَلاکُ الْمَرْءِ فى ثَلاثٍ: اَلْکِبْرُ، وَالْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ؛ فَالْکِبْرُ هَلاکُ الدّینِ،، وَ بِهِ
لُعِنَ إ بْلیسُ. وَالْحِرْصُ عَدُوّ النَّفْسِ، وَ بِهِ خَرَجَ آدَمُ
مِنَ الْجَنَّةِ. وَالْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ، وَ مِنْهُ قَتَلَ قابیلُ
هابیلَ.13

هلاکت و نابودى دین و ایمان هر شخص در سه چیز است : تکبّر، حرص ، حسد.

تکبّر سبب نابودى دین و ایمان شخص مى باشد و به وسیله تکبّر شیطان - با آن همه عبادت ملعون گردید.

حرص و طمع دشمن شخصیّت انسان است ، همان طورى که حضرت آدم علیه السلام به وسیله آن از بهشت خارج شد.

حسد سبب همه خلاف ها و زشتى ها است و به همان جهت قابیل برادر خود هابیل را به قتل رساند.

 

14
- قالَ علیه السلام : بَیْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ ارْبَعُ اصابِع ، ما
رَاَیْتَ بَعَیْنِکَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِاُذُنَیْکَ
باطِلاً کَثیرا.14

فرمود: بین حقّ و باطل چهار
انگشت فاصله است، آنچه که را با چشم خود ببینى حقّ است ؛ و آنچه را شنیدى
یا آن که برایت نقل کنند چه بسا باطل باشد.

امام حسن علیه السلام

15 - قالَ علیه السلام : الْعارُ اهْوَنُ مِنَ النّارِ.15

فرمود: سرزنش و ننگ شمردن مردم انسان را، آسان تر است از معصیت و گناهى که موجب آتش جهنّم شود.

 

16 - قالَ علیه السلام : إذا لَقى احَدُکُمْ اخاهُ فَلْیُقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.16

فرمود: وقتى انسان برادر مؤ من - و دوست - خود را ملاقات نمود، باید پیشانى و سجده گاه او را ببوسد.

 

17
- قالَ علیه السلام : إنَّ اللّهَ لَمْ یَخْلُقْکُمْ عَبَثا، وَلَیْسَ
بِتارِکِکُمْ سُدًى ، کَتَبَ آجالَکُمْ، وَ قَسَّمَ بَیْنَکُمْ
مَعائِشَکُمْ، لِیَعْرِفَ کُلُّ ذى لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ، وانَّ ماقَدَرَ
لَهُ اصابَهُ، و َما صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ یُصیبَهُ.17

فرمود:
خداوند شما انسان ها را بیهوده و بدون غرض نیافریده و شما را آزاد، رها
نکرده است . لحظات آخر عمر هر یک معیّن و ثبت مى باشد، نیازمندى ها و روزى
هر کس سهمیّه بندى و تقسیم شده است تا آن که موقعیّت و منزلت شعور و درک
اشخاص شناخته گردد.

 

18 - قالَ علیه السلام : مَنَ لَبِسَ ثَوْبَ الشُّهْرَةِ، کَساهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ ثَوْبا مِنَ النّارِ.18

فرمود: هر کس لباس شهرت - و انگشت نما، از جهت رنگ ، دوخت ، مد و ... - بپوشد، روز قیامت خداوند، او را لباس آتشین خواهد پوشاند.

 

19 - سُئِلَ علیه السلام : عَنِ الْبُخْلِ؟ فَقالَ: هُوَ انْ یَرىَ الرَّجُلُ ما انْفَقَهُ تَلَفا، وَ ما امْسَکَهُ شَرَفا.19

از حضرت پیرامون بخل سؤال شد؟ در جواب فرمود:

معناى
آن چنین است که انسان آنچه را به دیگرى کمک و انفاق کند فکر نماید که از
دست داده و تلف شده است و آنچه را ذخیره کرده و نگه داشته است خیال کند
برایش باقى مى ماند و موجب شخصیّت و شرافت او خواهد بود.

 

20 - قالَ علیه السلام : تَرْکُ الزِّنا، وَ کَنْسُ الْفِناء، وَ غَسْلُ الاْ ناء مَجْلَبَةٌ لِلْغِناء:20

فرمود: انجام ندادن زنا، جاروب و نظافت کردن راهرو و در منزل ، و شستن ظروف سبب رفاه و بى نیازى مى گردد.

فرمود: هرکس خدا را بشناسد، (در عمل و گفتار) او را دوست دارد و کسى که دنیا را بشناسد آن را رها خواهد کرد

21 - قالَ علیه السلام :السِّیاسَةُ انْ تَرْعى حُقُوقَ اللّهِ، وَحُقُوقَ الاْ حْیاءِ، وَ حُقُوقَ الاْمْواتِ.21

فرمود: - مفهوم و معناى - سیاست آن است که حقوق خداوند و حقوق موجودات زنده و حقوق مردگان را رعایت کنى .

 

22 - قالَ علیه السلام : ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشْدِهِمْ.22

فرمود:
هیچ گروهى در کارهاى - اجتماعى ، سیاسى ، اقتصادى ، فرهنگى و ... - با
یکدیگر مشورت نکرده اند مگر آن که به رشد فکرى و عملى و... رسیده اند.

 

23 - قالَ علیه السلام : اَلْخَیْرُ الَذّى لا شَرَّفیهِ: الشُّکْرُ مَعَ النِّعْمَةِ، وَالصّبْرُ عَلَى النّازِلَةِ.23

فرمود: آن خوبى که شرّ و آفتى در آن نباشد شکر در مقابل نعمت ها و صبر و شکیبائى در برابر سختى ها است .

 

24
- قالَ علیه السلام : یَابْنَ آدَمٍ، لَمْ تَزَلْ فى هَدْمِ عُمْرِکَ
مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ اُمِّکَ، فَخُذْ مِمّا فى یَدَیْکَ لِما
بَیْنَ یَدَیْکَ.24

فرمود: اى فرزند آدم از موقعى
که به دنیا آمده اى در حال گذراندن عمرت هستى ، پس از آنچه دارى براى
آینده ات (قبر و قیامت ) ذخیره نما.

 

25 - قالَ علیه السلام : إنَّ مَنْ خَوَفَّکَ حَتّى تَبْلُغَ الاْ مْنَ، خَیْرٌ مِمَّنْ یُؤْمِنْکَ حَتّى تَلْتَقِى الْخَوْفَ.25

فرمود:
همانا کسى تو را - در برابر عیب ها و کم بودها - هشدار دهد تا آگاه و
بیدار شوى ، بهتر است از آن کسى که فقط تو را تعریف و تمجید کند تا بر عیب
هایت افزوده گردد.

امام حسن

26
- قالَ علیه السلام : القَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إنْ
بَعُدَ نَسَبُهُ، وَالْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إنْ قَرُبُ
نَسَبُهُ.26

فرمود: بهترین دوست نزدیک به انسان آن کسى است که در تمام حالات دلسوز و با محبّت باشد گرچه خویشاوندى نزدیک نداشته باشد.

و بیگانه ترین افراد کسى است که از محبّت و دلسوزى بعید باشد گرچه از نزدیک ترین خویشاوندان باشد.

 

27
- وَسُئِلَ عَنِ الْمُرُوَّةِ؟ فَقالَ علیه السلام : شُحُّ الرَّجُلِ عَلى
دینِهِ، وَ إصْلاحُهُ مالَهُ، وَ قِیامُهُ بِالْحُقُوقِ.27

از حضرت سلام اللّه علیه پیرامون مُروّت و جوانمردى سؤال شد، فرمود:

جوانمرد
کسى است که در نگهدارى دین و عمل به آن تلاش نماید، در اصلاح اموال و ثروت
خود همّت گمارد، و در رعایت حقوق طبقات مختلف پا بر جا باشد.

 

28
- قالَ علیه السلام : عَجِبْتُ لِمَنْ یُفَکِّرُ فى مَاکُولِهِ کَیْفَ
لایُفَکِّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَیَجْنِبُ بَطْنَهُ ما یُؤْذیهِ، وَ
یُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما یُرْدیهِ.28

فرمود:
تعجّب مى کنم از کسى که در فکر خوراک و تغذیه جسم و بدن هست ولى درباره
تغذیه معنوى روحى خود نمى اندیشد، پس از غذاهاى فاسد شده و خراب دورى مى
کند.

و عقل و قلب و روح خود را کارى ندارد - هر چه و هر مطلب و برنامه اى به هر شکل و نوعى باشد استفاده مى کند - .

 

29 - قالَ علیه السلام : غَسْلُ الْیَدَیْنِ قَبْلَ الطَّعامِ یُنْفِى الْفَقْرَ، وَبَعْدَهُ یُنْفِى الْهَمَّ.29

فرمود: شستن دست ها قبل از طعام فقر و تنگدستى را مى زداید و بعد از آن ناراحتى ها و آفات را از بین مى برد.

 

30 - قالَ علیه السلام : حُسْنُ السُّؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ.30

فرمود: کسى که عادت سؤال و حالت پرس و جو دارد مثل آن است که نصف علم ها را فرا گرفته باشد.

هر آینه برآوردن حاجت و رفع مشکل برادرم ، از یک ماه اعتکاف ، در مسجد - و عبادت مستحبّى نزد من - بهتر و محبوب تر است

31 - قالَ علیه السلام : إنّ الْحِلْمَ زینَةٌ، وَالْوَفاءَ مُرُوَّةٌ، وَالْعَجَلةَ سَفَهٌ.31

فرمود: صبر و شکیبائى زینت شخص ، وفاى به عهد علامت جوانمردى ، و عجله و شتابزدگى (در کارها بدون اندیشه ) دلیل بى خردى مى باشد.

 

32 - قالَ علیه السلام : مَنِ اسْتَخَفَّ بِإخوانِهِ فَسَدَتْ مُرُوَّتُهُ.32

فرمود: کسى که دوستان و برادرانش را سبک شمارد و نسبت به آنها بى اعتناء باشد، مروّت و جوانمردیش فاسد گشته است.

 

33 - قالَ علیه السلام : إنّما یُجْزى الْعِبادُ یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ.33

فرمود: همانا در روز قیامت بندگان به مقدار عقل و درک و شعورشان مجازات مى شوند.

 

34
- قالَ علیه السلام :إنَّ النّاسَ عَبیدُ الْمالِ، وَالدّینُ لَعِبُ عَلى
الْسِنَتِهِمْ، یُحیطوُنَهُ مادَرَتْ بِهِ مَعایِشُهُمْ، فَإذا مُحِّصُوا
لِلاْ بْتِلاءِ قَلَّ الدَّیّانُونَ.34

فرمود:
همانا مردم اسیر و بنده دنیا و اموال آن هستند، و دین را وسیله رسیدن به
اهداف خود قرار داده اند و به هر نوعى که زندگى آنها تامین شود حرکت مى
کنند. بنابر این هنگامى که در بوته آزمایش در آیند، دینداران اندک خواهند
شد.

امام حسن علیه السلام

35 - قالَ علیه السلام : الْمِزاحُ یَاْکُلُ الْهَیْبَةَ، وَقَدْ اکْثَرَ مِنَ الْهَیْبَةِ الصّامِت 35

فرمود:
مزاح و شوخى - هاى زیاد و بیجا - شخصیّت و وقار انسان را از بین مى برد، و
چه بسا افراد ساکت داراى شخصیّت و وقار عظیمى مى باشند.

 

36 - قالَ علیه السلام : اللُؤْمُ انْ لا تَشْکُرَ النِّعْمَةَ.36

فرمود: از علائم پستى شخص ، شکر نکردن از ولى نعمت است .

 

37 - قالَ علیه السلام : لَقَضاءُ حاجَةِ اخٍ لى فِى اللّهِ احَبُّ مِنْ إعْتِکافِ شَهْرٍ.37

فرمود: هر آینه برآوردن حاجت و رفع مشکل برادرم ، از یک ماه اعتکاف ، در مسجد - و عبادت مستحبّى نزد من - بهتر و محبوب تر است .

 

38
- قالَ علیه السلام : إنَّ الدُّنْیا فى حَلالِها حِسابٌ، وَ فى حَرامِها
عِقابٌ، و َفِى الشُّبَهاتِ عِتابٌ، فَاءنْزِلِ الدُّنْیا بِمَنْزَلَةِ
المیتَةِ، خُذْمِنْهاما یَکْفیکَ.38

فرمود:
چیزهاى دنیا اگر حلال باشد حساب و بررسى مى شود و اگر از حرام به دست آید
عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشد سختى و ناراحتى خواهد
داشت .

پس باید دنیا (و موجوداتش ) را همچون میته و مردارى بشناسى که به مقدار نیاز و اضطرار از آن استفاده کنى.

 

39 - قالَ علیه السلام : وَاعْمَلْ لِدُنْیاکَ کَانَّکَ تَعیشُ ابَدا، وَاعمَلْ لاَِّخِرَتِکَ کَانّکَ تَمُوتُ غدَا.39

فرمود:
در دنیا چنان برنامه ریزى کن - از نظر اقتصاد و صرفه جویى و... - مثل آن
که مى خواهى همیشه دوام داشته باشى ، و نسبت به آخرت به نوعى حرکت و کار
کن مثل این که فردا خواهى مُرد.

 

40 -
قالَ علیه السلام : اکْیَسُ الْکَیِّسِ التُّقى ، وَ احْمَقُ الْحُمْقِ
الْفُجُورَ، الْکَریمُ هُوَ التَّبَرُّعُ قَبْلَ السُّؤالِ.40

فرمود:
زیرک ترین و هوشیارترین افراد، شخص باتقوا و پرهیزکار مى باشد؛ احمق و
نادان ترین افراد، کسى است که تبهکار و اهل معصیت باشد؛ گرامى ترین و با
شخصیّت ترین افراد، آن کسى است که به نیازمندان پیش از اظهار نیازشان ،
کمک نماید.

 

 


1- تنبیه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام : ص 427، بحار: ج 68، ص 184، ضمن ح 44.

2- کلمة الا مامُ الْحَسَن علیه السلام : 7، ص 211.

3- کلمة الا مامُ الْحَسَن علیه السلام : 7، ص 25، بحارالانوار: ج 44، ص 23، ح 7.

4- إحقاق الحقّ: ج 11، ص 183، س 2 و ص 185.

5- دعوات الرّاوندى : ص 24، ح 13، بحارالانوار: ج 89، ص 204، ح 21.

6- بحارالانوار: ج 75، ص 111، ضمن ح 6.

7- وافى : ج 4، ص 1553، ح 2، تهذیب الا حکام : ج 2، ص 321، ح 166.2

8- تحف العقول : ص 234، س 14، من لا یحضره الفقیه : ج 1، ص 511، ح 1479.

9- تحف العقول : ص 235، س 7، مستدرک : ج 3، ص 359، ح 3778.

10- إحقاق الحقّ : ج 11، ص 238، س 2.

11- إحقاق الحقّ: ج 11، ص 235، س 7.

12- کلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 140.

13- اعیان الشّیعة : ج 1، ص 577، بحارالا نوار: ج 75، ص 111، ح 6.

14- تحف العقول : ص 229، س 5، بحارالا نوار: ج 10، ص 130، ح 1.

15- کلمة الا مام حسن علیه السلام : ص 138، تحف العقول : ص 234، س 6، بحارالا نوار: ج 75، ص 105، ح 4.

16- تحف العقول : ص 236، س 13، بحارالا نوار: ج 75، ص 105، ح 4.

17- تحف العقول : ص 232، س 2، بحارالا نوار: ج 75، ص 110، ح 5.

18- مستدرک الوسائل : ج 3، ص 245، ح 4.

19- اعیان الشّیعة : ج 1، ص 577، بحارالا نوار: ج 75، ص 113، ح 7.

20-کلمة الا مام حسن علیه السلام : ص 212، بحارالا نوار: ج 73، ص 318، ح 6.

21- همان مدرک : ص 57.

22- تحف العقول : ص 233، اعیان الشّیعة : ج 1، ص 577، بحارالا نوار: ج 75، ص 105، ح 4.

23- تحف العقول : ص 234، س 7، بحارالا نوار: ج 75، ص 105، ح 4.

24- کلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 35، بحارالا نوار: ج 75، ص 111، ح 6.

25- إحقاق الحقّ: ج 11، ص 242، س 2.

26- تحف العقول : ص 234، س 3، بحارالانوار: ج 75، ص 106، ح 4.

27- تحف العقول : ص 235، س 14، بحارالانوار: ج 73، ص 312، ح 3.

28- کلمة الا مام الحسن علیه السلام ، ص 39، بحارالا نوار: ج 1، ص 218، ح 43.

29- کلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 46.

30- کلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 129.

31- کلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 198.

32- کلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 209.

33- کلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 209.

34- إحقاق الحقّ: ج 11، ص 234، س 8.

35- کلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 139، بحارالا نوار: ج 75، ص 113، ح 7.

36- کلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 139، بحارالا نوار: ج 75، ص 105، ح 4.

37- کلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 139.

38- کلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 36، بحارالا نوار: ج 44، ص 138، ح 6.

39- کلمة الا مام الحسن علیه السلام ص 37، بحارالا نوار: ج 44، ص 138، ح 6.

40- إحقاق الحقّ : ج 11، ص 20 س 1، بحارالانوار: ج 44، ص 30.



از

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان





طبقه بندی: حدیث،  امام حسن(ع)
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89 شهریور 3 توسط صادق.م | نظر بدهید
میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام

ماه ما در نیمه ماه خدا پیدا شده

بنگرش ماه خدا روشن ز ماه ما شده

گشته در این ماه یک ماه مبارک تابناک

زین سبب ماه مبارک ماه بى همتا شده

آفتاب و ماه از نور جمالش مستنیر

قامت چرخ از قیام قامت او تا شده

روح و ریحان محمد سرو بستان على

زینت آغوش ناز زهره زهرا شده

سبط اکبر ، سرور جمع جوانان بهشت

کز ازل فرمان فرماندارى اش امضا شده

خسرو شیرین زبان و شهد لب شکر سخن

نوبر و نوشین روان و نوگل و زیبا شده

نام نیکویش حسن ، خلقش حسن ، خویش حسن

حسن سر تاسر ، ز پا تا سر ، ز سر تا پا شده

آنچه خوبان جهان دارند از حسن و جمال

جمله در وجه حسن بر وجه احسن جا شده

شه شده شهزاده گشته، ره شده رهبر شده

سر شده سردار گشته ، مه شده مولى شده

مجمع اسماء حسنى را که ( فادعوه بها) ست

مظهر نص ( له الاسماء والحسنى ) شده

 

شاعر: فکرت خراسانی

از تبیان

 





طبقه بندی: حضرت زهرا(س)،  رمضان،  امام حسن(ع)،  فکرت خراسانی
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89 شهریور 3 توسط صادق.م | نظر
امام حسن علیه السلام

رمضان آمد و دارم خبرى بهتر از این

مژده اى دیگر و لطف دگرى بهتر از این

گر چه باشد سپر آتش دوزخ صومش

لیک با این همه دارد سپرى بهتر از این

شب قدر رمضان گر چه بسى پر قدر است

دارد این ماه و لیکن سحری بهتر از این

چون که در نیمه این مه پسرى زاد بتول

کس نزاده ست و نزاید پسرى بهتر از این

رمضان، اى که دهى مژده میلاد حسن

به خدا نیست به عالم خبرى بهتر از این

مجتبى لؤلؤ پاک مرج البحرین است

نیست در رشته خلقت گهرى بهتر از این

رست پیغمبر از آن تهمت ابتر بودن

نیست بر شاخهء طوبى ثمرى بهتر از این

گفت خالق (فتبارک) به خود از خلقت او

کلک ایجاد ندارد اثرى بهتر از این

بگذر آهسته تر اى ماه حسن، اى رمضان

عمر ما را نبود چون گذرى بهتر از این

 

حسن چایچیان


از تبیان

 





طبقه بندی: شعر،  رمضان،  امام حسن(ع)،  حسن چایچیان،  حسان
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89 شهریور 3 توسط صادق.م | نظر بدهید
امام حسن علیه السلام

حَسَن، آینه حُسن خداوندی است؛ تصویر زیبایی خداوند است که در صورت خاکی نقش بسته است.

 

**********

 

پانزده روز ریاضت را در این ماه طاعت، یک نفس دویده‏ایم تا در بشارت ولادت او، مژده عشق بشنویم و مژدگانی مهر بگیریم.

 

**********

 

بر خوان رحمت خداوند، امروز دست کریم تو ساقی سعادت است و ما نه تشنه طهور که جرعه نوش ظهور رُخت به صف ایستاده ایم.

 

**********

 

در ضیافت الهی چهره زیبایت نقاب خلقت را گسست یعنی که خداوند به وجود کریمت بندگانش را خواهد نواخت.

 

**********

 

 آمد و کرامت را از پدر آسمانی‏اش آموخت و چراغ کرامتش را برای اهل زمین برافروخت.

 

**********

بنگر به مرتضی که در این ماه روزه را

 

بـا بـوسه از لـب پسر افـطار می کند

 

 

**********

هر طرف می گذرم بانگ طرب می شنوم

 

زآنکه میلاد حسن، نور دل بوالحسن است

 

از حــریــم فــاطــمــه در نـیـمـه ماه صیام

 

چــهــره مــاه حسن تــابیـد بـا وجه حسن

 

 

**********

دوش بر گوشم رسید این مژده از جان آفرینم

 

کــایـد از ره آن نــگار دلـنــواز و نـــازنـینم

 

گفتم ای مه از کدامیــن آسمان باشی؟ بگفتا

 

شمس ایـوان ولایت، عُروَة الوثقای دینم

 

مـن همـان مــاه تمـامم، جلوه ی ماه صیامم

 

شاهد صلح و قیامم، وجه رب العالمینم

 

 

**********

تا خدا هست و خـدایـی می کند

 

مجتبی مشکل گشایی می کند

 

 

**********

با عشق حسن(ع) من به جهان ناز کنم

 

افطارمو با نام حسن باز کنم

 

صـد شکــر کـــه درک شب قـدر رمضان

 

بـا جشـن ولادتـش آغاز کنم

 

 

**********

در جود و کرم دست خدا هست حسن(ع)

 

دست همه را وقت عطا بست حسن(ع)

 

نــومــیـــد نـــگـــردد کـسـی از درگـــه او

 

زیـرا کـه کـریم اهل بیت است حسن(ع)

 

 

**********

تو مگو ما را بدان شه بار نیست
بـا کریـمان کـارها دشوار نیست


 از

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان


















طبقه بندی: پیامک،  امام حسن(ع)،  اس ام اس
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89 شهریور 3 توسط صادق.م | نظر بدهید
امام حسن علیه السلام

امام
حسن ـ علیه السلام ـ دارای قلبی پاک و رئوف نسبت به دردمندان و تیره بختان
جامعه داشتند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم‌درآمد همراه و
همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن ترتیب
اثر می‌دادند، و در این حرکت انسان‌دوستانه جز خداوند را مدّنظر نداشتند
نیز هیچ‌گاه هر ضعیف، ناتوان و درمانده، ناامید از درب خانه آن حضرت
برنمی‌گشت، حتّی خود ایشان به سراغ فقرا می‌رفتند و آن‌ها را به منزل دعوت
می‌کردند و به آن‌ها غذا و لباس می‌دادند.1

امام حسن ـ
علیه السّلام ـ تمام توان خویش را در راه انجام امور نیک و خداپسندانه به
کار می‌گرفت و اموال فراوانی در راه خدا می‌بخشید، مورّخان و دانشمندان در
شرح حال زندگانی پر افتخار ایشان، بخشش‌های بی‌سابقه و انفاق‌های بسیار
بزرگ و بی‌نظیری ثبت کرده‌اند. آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال
و دارایی خود را در راه خدا خرج کردند و سه بار نیز ثروت خود را به دو نیم
کردند و نصف آن را برای خود و نصف دیگر را در راه خدا به فقرا بخشیدند.2

از
ابن شهر آشوب روایت شده که روزی امام حسن ـ علیه السّلام ـ بر جمعی از
گدایان گذشت که پاره‌ای چند از نان خشک‌ها را بر روی زمین گذاشته‌اند و
می‌خورند، چون نظر ایشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت کردند و حضرت از
اسب پیاده شدند و فرمودند: خدا متکبّران را دوست نمی‌دارد و با ایشان
نشستند و از طعام ایشان تناول کردند و سپس از همه گدایان خواستند که برای
صرف غذا به خانة حضرت بروند و حضرت بر ایشان طعام‌هایی نیکو حاضر ساختند و
به لباس‌های فاخر همه آن‌ها را مزیّن ساختند.3

تاریخ از
بخشندگی‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستان‌های فراوان به یاد دارد
مثلاً روزی عربی به نزد ایشان آمد و درخواست کمک کرد و امام دستور دادند
که آنچه موجود است به او بدهند و قریب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابی
بخشیدند.4

نسبت به کرامت‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ
داستآن‌های زیادی در تاریخ آورده شده است که جای ذکر همه آن‌ها نیست. امّا
وقتی از خود امام پرسیدند، چرا هرگز سائلی را ناامید برنمی‌گردانید؟
فرمودند: من هم به درگاه خدا سائلی هستم و می‌خواهم که خدا محروم نسازد و
شرم دارم که با چنین امیدی سائلان را ناامید کنم. خداوندی که عنایتش را به
من ارزانی می‌دارد، می‌خواهد که من هم به مردم کمک کنم،5 لذا
به خاطر این بخشندگی‌ها و کارهای نیکویی که از امام حسن ـ علیه السّلام ـ
در مسیر خیر، احسان و کمک به طبقات درمانده و نیازمند انجام می‌گرفت و
آنچه را که داشت به آن‌ها می‌بخشید باعث شده که به ایشان کریم اهل بیت
گفته شود.

پس با توجه به کرامت‌ها و بخشش‌های کم‌نظیر و گاهی
بی‌نظیر آن امام بزرگوار لقب «کریم» برازنده آن حضرت است. البته باید توجه
داشت که همه ائمه نور واحد هستند و همه دارای تمام فضایل و کرامات هستند.
هر چند که شرایط زمان و مکان در بروز و برجسته‌تر شدن برخی از اوصاف آن‌ها
دخیل بوده است.

 


منابع:

[1] . زمانی، احمد، حقایق پنهان، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اوّل، سال 1375، ص 268.

[2]
. قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، انتشارات هجرت، چاپ هشتم، 1374، قم، ج1، ص
417 ـ پیشوایی، مهدی، سیرة پیشوایان، نشر مؤسسة تحقیقاتی امام صادق، چاپ
دوّم، 1374، ص 90.

[3] . مجلسی، محمد باقر، جلاء العیون، نشر انتشارات علمیه اسلامیه، ص 241.

[4] . شیخ عباس، قمی، منتهی الآمال، پیشین، ص 418.

[5] . قرشی، باقر شریف، زندگانی امام حسن ـ علیه السّلام ـ ، ترجمة فخر الدین حجازی، تهران: نشر بعثت، چاپ اوّل، 1376، ص135.



از تبیان





طبقه بندی: امام حسن(ع)،  کریم اهل بیت
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89 شهریور 3 توسط صادق.م | نظر بدهید
امام حسن(ع)

میرزا
محمّد شفیع شیرازی متخلص به وصال شیرازی متوفّی سال 1262 هـ. ق در شیراز
از بزرگان شعرا و ادبا و عرفای عصر فتحعلی شاه قاجار بود. علاوه بر مراتب
علمی، به تمام خطوط هفت گانه (نسخ، نستعلیق، ثلث، رقایم، ریحان، تعلیق، و
شکسته) مهارتی به سزا داشته و کتابهای فراوانی نیز با خطوط مختلف نگاشته
است. از جمله، این که 67 قرآن به خط زیبای خود نوشته است. بر اثر نوشتن
زیاد، چشمش آب می‏آورد و به پزشک مراجعه می‏کند، دکتر می‏گوید: من چشمت را
درمان می‏کنم، به شرطی که دیگر با او نخوانی و خط ننویسی. پس از معالجه و
بهبودی چشم، دوباره شروع به خواندن و نوشتن می‏کند تا این که به کلّی
نابینا می‏شود. سرانجام با حالت اضطرار متوسل به محمّد (ص) و آل او می‏شود.

شبی
در عالم رؤیا پیغمبر اکرم(ص) را در خواب می‏بیند، حضرت به او می‏فرماید:
چرا در مصائب حسین (و حسن) مرثیه نمی‏گویی تا خدای متعال چشمانت را شفاء
دهد. در همان حال حضرت فاطمه زهرا (س) حاضر گردیده می‏فرماید: وصال! اگر
شعر مصیبت گفتی، اوّل از حسنم شروع کن؛ زیرا او خیلی مظلوم است.

صبح آن روز وصال شروع کرد در خانه قدم زدن و دست به دیوار گرفتن و این شعر را سرودن:

 

آن  طشت  را ز  خون  جگر  باغ  لاله  کرد 

 

از  تاب  رفت  و  طشت  طلب  کرد  و  ناله  کرد

 

نیمه دوّم شعر را که گفت، ناگهان چشمانش روشن و بینا شد. آن گاه اضافه کرد:

 

دل  را  تهی  ز خون  دل  چند  ساله  کرد 

 

خونی  که  خورد  در  همه  عمر،  از  گلو  بریخت

 

کلثوم  زد  به  سینه  و  از  درد  ناله  کرد

 

 زیـنـب  کـشیـــد  معـجـر  و  آه  از  جگر  کشید

 

 


منبع: گوشه‏ای از کرامات و مناظرات امام حسن مجتبی علیه السلام ، حسینی، جواد


از تبیان






طبقه بندی: شعر،  امام حسن(ع)،  میرزا محمد شفیع شیرازی،  وصال شیرازی
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89 شهریور 3 توسط صادق.م | نظر بدهید
مسابقه الکترونیکی میلاد امام حسن در تبیان اصفهان

درباره سیره رفتاری به ویژه شجاعت امام حسن علیه السلام گفتنی ها بسیار است اما در این مختصر تنها به مشتی از خروار اشاره می شود:

ایشان
در دوران کودکی هم از بیان حق و اعتراض به حق کشی ابایی نداشت. در یکی از
روزها در حالی که کودکی هفت یا هشت ساله بود خود را به مسجد رسول خدا
رسانده و ابوبکر را که در جایگاه جدش پیامبر(ص) نشسته بود مخاطب ساخته و
با همان لحن کودکانه، ولی پرمعنی و کوبنده، به او فرمود: «فرود آی و فرود
آی از منبر پدرم و به سوی منبر پدرت برو!» امام حسن همه آن چه را که ممکن
بود به صورت مناظره و استدلال بیان دارد، با همین دو جمله کوتاه و پرمعنی
اظهار فرمود. خلیفه که غافلگیر شده بود در پاسخ فرزند رسول خدا گفت: راست
گفتی به خدا سوگند که آن منبر پدر توست نه منبر پدر من.1 امام
حسن تنها کسی بود که در جنگ جمل حامیان شتر سرخ موی را که در حمایت
جاهلانه از یک شتر فتنه انگیزی و لجاجت می کردند، پراکنده ساخته و نیزه
خود را در شکم بت سرخ فرود آورد.2 در جنگ صفین نیز وقتی امیر
المؤمنین(ع) تاخت بی باکانه امام حسن(ع) را دید با نگرانی متوجه اطرافیان
شده فرمود: این پسر را نگه دارید... که من از آمدن این دو (حسن و حسین)
دریغ دارم مبادا به خاطر (آمدن) این دو نسل رسول خدا(ص) قطع شود.3

کنیزکی
آمد و شاخه گلی را به آن حضرت هدیه داد. حسن بن علی(ع) به او گفت: تو در
راه خدا آزادی! من که آن ماجرا را دیدم به آن حضرت عرض کردم: کنیزکی شاخه
گلی بی ارزش به شما هدیه کرد و شما او را آزاد کردید؟

ایشان در
پاسخ فرمودند: این گونه خدای تعالی ما را ادب کرده که فرمود: «وقتی تحیتی
به شما دادند، تحیتی بهتر بدهید». و بهتر از آن گل، آزادی اوست.4

ابن
کثیر از علمای اهل سنت در کتاب البدایه و النهایه روایت کرده که امام (ع)
غلام سیاهی را دید که گرده نانی در پیش خود نهاده وخودش لقمه ای از آن می
خورد و لقمه ای دیگر را به سگی که آن جا بود می دهد. امام (ع) که آن منظره
را دید به او فرمود: انگیزه تو در این کار چیست؟ پاسخ داد من از او شرم
دارم که خود بخورم و به او نخورانم! امام (ع) به او فرمود از جای خود بر
نخیز تا من بیایم! سپس به نزد مولای آن غلام رفت و او را با آن باغی که در
آن زندگی می کرد از وی خریداری کرد، آن گاه آن غلام را آزاد و باغ را نیز
به او بخشید!5

 


منابع:

[1]. همان، ص100ـ101؛ به نقل از شرح نهج البلاغه بن ابی الحدید، ج2، ص 17.

[2]. همان، ص136ـ137؛ به نقل از مناقب آل ابیطالب، چاپ قم، ج4، ص 21.

[3]. همان، ص146؛ به نقل از حیاه الامام حسن (ع)، ج1، ص 497.

[4]. رسولی محلاتی، همان، ص338؛ به نقل از ملحقات احقاق الحق، ج11، ص 149.

[5]. همان، ص 336؛ به نقل از البرایه و النهایه، ابن کثیر، چ مصر، ج8، ص 38.


از

 شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان





طبقه بندی: امام حسن(ع)،  بت
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89 شهریور 3 توسط صادق.م | نظر بدهید
امام حسن مجتبی (علیه السلام)

امام
حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ در خاندان وحی چشم به جهان گشود، زیر نظر
بزرگترین معلم عالم بشریت تربیت شد، در دامان عصمت و طهارت پرورش پیدا کرد
و در سایه امامت و ولایت به کمال رسید.

خلاصه ای از زندگی پربرکت آن حضرت را در چند بخش بیان می کنیم.

 

1. ولادت

روزی
که پیوند آسمانی علی و حضرت فاطمه (علیهماالسّلام) صورت گرفت حضرت جبرئیل
ـ علیه السّلام ـ سیبی از بهشت برای رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ
آورد و آن حضرت سیب را نصف کرد و به آنان داد. و به این ترتیب نطفه سبط
اکبر از میوه بهشتی منعقد شد. پس از مدتی روزی پیامبر اکرم ـ صلی الله
علیه و آله ـ به دختر گرامی شان فرمود: به زودی پسری به دنیا می آوری که
جبرئیل به واسطه او به من تبریک و تهنیت می گوید. قبل از اینکه امام حسن ـ
علیه السّلام ـ متولد شود ام الفضل، دختر عموی پیامبر ـ صلی الله علیه و
آله ـ نزد ایشان آمد و گفت: دیشب در خواب دیدم پاره ای از بدن مبارک شما
در خانه من است و من از آن نگهداری می کنم. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله
ـ فرمود: به زودی خداوند به دخترم پسری عنایت خواهد کرد و تو دایگی او را
بر عهده خواهی گرفت. وقتی روز موعود فرا رسید، پیامبرـ صلی الله علیه و
آله ـ اسماء بنت عمیس را که قابله بود با ام سّلمه احضار فرمود، نیمه شب،
سه شنبه پانزدهم ماه مبارک رمضان شهر مدینه نور افشان شد.1

مولودی پاک، ناف بریده، ختنه شده، زیبا و نورانی چشم به جهان گشود.

صبح
زود نوزاد را در پارچه زردی پیچیدند، خدمت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله
ـ آوردند، آن حضرت پارچه زرد را برداشته بچه را در پارچه سفیدی پیچیدند،
سپس او را در آغوش گرفتند.

زبان مبارک در دهان او گذاشت، صورت لطیف و شفاف او را بوسید، در گوش راستش اذان و در گوش چپش، اقامه خواند و فرمود: «اللهّم إنیّ اُعیذه بک و ولده من الشیطان الرجیم» بارالها من او و فرزندانش را از شر شیطان به تو می سپارم.

روز
هفتم حضرت جبرئیل ـ علیه السّلام ـ از طرف خداوند متعال به پیامبرـ صلی
الله علیه و آله ـ و خاندانش، تولد مولود مبارک را تبریک و تهنیت گفتند و
پارچه ای ابریشمی از بهشت را به او هدیه نمود و فرمود: به امر الهی نام او
را شبر بگذارید که در لسان عرب حسن است و رسول الله ـ صلّی الله علیه و
آله ـ او را در پارچه بهشتی پیچیده، موهای سرش را تراشید و هم وزن آن
نقره، صدقه داد و سرش را با عطری به نام خلوق معطر نمود و گوسفندی به
عنوان عقیقه قربانی کرد و ران آن را به قابله و مقداری از بقیه گوشت را به
همسایه ها داد.2

روزی
که پیوند آسمانی علی ـ علیه السّلام ـ و حضرت فاطمه ـ علیها السّلام ـ
صورت گرفت حضرت جبرئیل ـ علیه السّلام ـ سیبی از بهشت برای رسول خدا ـ
صلّی الله علیه و آله ـ آورد و آن حضرت سیب را نصف کرد و به آنان داد. و
به این ترتیب نطفة سبط اکبر از میوة بهشتی منعقد شد

2. کودکی

امام
حسن ـ علیه السّلام ـ بهترین دوره زندگی خود را در زیر سایه پرعطوفت جدّ
بزرگوارش آغاز کرد. مادرش سیدة نساء العالمین و پدرش امیرالمؤمنین(ع) بود
که مقام و منزلت آنها بر کسی پوشیده نیست. پیامبر اعظم ـ صلی الله علیه و
آله ـ توجه و محبت خاصی به نوه اش داشت. او را بر دوش خود سوار می کرد و
با خود به مسجد می برد و در بالای منبر در کنار خود می نشاند، آن حضرت
مدام به امام حسن ـ علیه السّلام ـ اظهار محبت می کرد و می فرمود:
«اللهم إنی اُحبهُ فأحبَّ من یحبّهُ» خدایا من او را دوست دارم پس تو هم دوست داران او را دوست بدار.3
میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام

روزی
پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ برای اقامه نماز جماعت به مسجد آمد و
امام حسن ـ علیه السّلام ـ را که کودکی خردسال بود همراه خود آورد. نماز
شروع شد در اثناء نماز یکی از سجده ها خیلی طول کشید، مردم نگران شدند و
فکر کردند حتماً اتفاقی افتاده است، وقتی نماز به آخر رسید، علت را از نبی
اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ سئوال کردند، آن حضرت در جواب فرمود: هنگام
سجده فرزندم حسن بر پشتم، سوار شده بود به همین خاطر سجده را طولانی کردم
تا از پشتم پایین بیاید.

امام مجتبی ـ علیه السّلام ـ در جلساتی
که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ برای مردم صحبت می کرد، شرکت می نمود و
هنگامی که به خانه بر می گشت کلام آن حضرت را بی کم و کاست برای مادرش
بازگو می کرد.

یکی از بزرگترین رویدادهای دوران کودکی امام حسن ـ
علیه السّلام ـ ماجرای مباهله بود، آن حضرت با اینکه کودکی خردسال بود در
این مبارزه تاریخی به دستور خداوند شرکت کرد، و این نشانگر عظمت روحی و
مقام و منزلت والای آن حضرت در پیشگاه خداوند بود.

پایان دوران
کودکی پایان خاطرات خوش آن حضرت بود، نزدیک سن هشت سالگی، جد بزرگوارش به
شدت مریض شد، حضرت فاطمه زهرا ـ علیها السّلام ـ او و برادرش امام حسین ـ
علیه السّلام ـ را پیش پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ برد، رسول اکرم ـ
صلی الله علیه و آله ـ به آنها ابراز محبت کرد و فرمود: فرزندم حسن، هیبت
و سیادت مرا به ارث خواهد برد.

پس از رحلت جانگداز خاتم الانبیاء
ـ صلی الله علیه و آله ـ ضربه روحی شدیدی به امام حسن ـ علیه السّلام ـ که
در سن کودکی بود وارد شد و پس از این ضایعه بزرگ مصائب آن حضرت شروع شد. و
سیل مشکلات به سوی خاندان وحی جاری شد. ماجرای سقیفه، آتش زدن درگاه منزل،
شهید شدن برادرش محسن، بیعت گرفتن اجباری از پدرش و شهادت مظلومانه مادر
مکرمه اش، حضرت صدیقه طاهره و دیدن صحنه های ناگوار از ظلمی که بر او و
خاندانش روا داشتند، روح لطیف او را به شدت آزرده کرد.

 

3. نوجوانی

دوران نوجوانی امام حسن مجتبی در حالی آغاز شد که نه از حمایت بی دریغ پیامبر گرامی اسلام برخوردار بودند و نه از وجود پر مهر مادر.

امام
مجتبی ـ علیه السّلام ـ دراین مرحله از زندگی خود شاهد مظلومیت پدر گرامی
اش بود، ایشان در مناسبتهای مختلف برای مهاجرین و انصار سخنرانی می نمود و
با بیان شیوا و کم نظیر از مقام ولایت و امامت دفاع می کرد، و حقانیت
امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ را به آنها تذکر می داد.

دوره
نوجوانی آن حضرت دوره ظهور سجایای اخلاقی و کمالات انسانی ایشان بود. آن
حضرت علاوه بر اینکه در خلق و خو شبیه پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ
بود از لحاظ قیافه ظاهری نیز شباهت زیادی به رسول الله ـ صلی الله علیه و
آله ـ داشت،4 صورتش سفید و کمی گلگون، چشمهایش، درشت و سیاه،
گونه هایش لطیف بود به مستمندان کمک زیادی می کرد و بر سر سفره آنها می
نشست، در پیشگاه خداوند، بسیار خاشع بود به طوری که در وقت عبادت رنگش زرد
می شد و بدنش می لرزید، با یاد مرگ، قبر و قیامت اشک از چشمانش جاری می
شد، در کلامش، راستگو بود به حیوانات ترحم می کرد، بسیار حلیم و بردبار
بود. شجاعت بی نظیری داشت، به سئولات مردم جواب می گفت. هرگز سخن ناصواب
بر زبان جاری نمی کرد. به طور خلاصه حیات پر برکت امام حسن ـ علیه السّلام
ـ نمونه زندگی یک انسان کامل است که هر دوره آن سرشار از درسهای انسان ساز
می باشد.

 


منابع:

[1] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، اسلامیه، چاپ دوم، 1366ش.، ج43، ص338.

[2] . ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، حیدریة، 1376ش.، ج3، ص189.

[3] . ابی الحسن علی ابن عیسی بن ابی الفتح الاربلی، کشف الغمه فی معرفة الهه، ادب حوزه و کتاب فروشی اسلامی، ج2، ص88.

[4] . شیخ مفید، الارشاد، دارالمفید، ج2، ص5.


از تبیان





طبقه بندی: امام حسن(ع)
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89 شهریور 3 توسط صادق.م | نظر بدهید
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.