سفارش تبلیغ
صبا
اندکی صبر ، سحر نزدیک است

بسم الله الرحمن الرحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 روز شمار فاطمیه از شهادت پیامبر(ص)

تا شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

6.حوادث روز پنج شنبه
 

         آغاز تلاش برای باز پس گیری فدک

پس از مصادره فدک،حضرت صدیقه کبری مراجعه های مکرری برای باز پس گیری فدک داشتند که چندین روز ادامه یافت. این ملک نه حکم "ارث"را بر خویش دارد نه شامل خمس می شود.

خلیفه اول به شکل های مختلف،از پس دادن این ملک امتناع می کند. حضرت صدیقه طاهره با این منطق که فدک "هدیه و هبه ای "از انب رسول خدا به ایشان است،سخن خویش را به پیش می رانند.

خلیفه بارها شهود صدیقه طاهره را تخطئه می کند و اطرافیان دستگاه خلافت،علیه آن حضرت،هم داستان می شوند...

 

        تنظیم سند استرداد فدک

به اشاره و راهنمایی امیرالمومنین و در یک فرصت مناسب،حضرت صدیقه کبری وارد مسجد می شوند.زمانی که ابوبکر در میان عده ای بر منبر رسول خدا در مسجد نشسته است و عمر بن خطاب و دیگر عناصراصلی سقیفه،همراه او نیستند.

حضرت صدیقه کبری ابوبکر را مخاطب قرار می دهند و با آوردن شاهد و گرفتن گواه از حاضران در مسجد،فدک را بخشش رسول خدا به خود می دانند.

ابوبکر که خود را در برابر عمل انجام شده می بیند،برای حفظ آبرو و عوام فریبی،دستور می دهد تا قلم و دواتی بیاورند.

سند باز پس دادن فدک در حضور حاضران تنظیم می شود

 

       باز پس گیری سند

به نظر می رسد یکی از شاهدان این ماجرا ،خبر را برای عمر می برد. عمر با نزدیک شدن به مسجد ،آگاهی پیدا می کند که سند استرداد فدک در حال تنظیم  است.او شرایط را برای ورود به مسجد و جلوگیری از نوشتن قباله ی استردادفدک  مناسب نمی بیند.

لذا برای گرفتن قباله ی فدک،در کنار مسجد به انتظار بازگشت صدیقه طاهره به سوی خانه اش می ماند... .

در نهایت این سند توسط عمر،به اکراه و اجبار از آن بانو گرفته و پاره می شود.

 

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-==-=-==-=-=-=-===-=


7حوادث روز های جمعه تا پنج شنبه
                                             

        سرمست از پیروزی

با حضور حضرت زهرا در صحنه مخالفت علنی با ابوبکر و استمرار مطالبه ی فدک،دستگاه خلافت هنوز خود را تثبیت شده نمی یابد.اینک خلیفه ،به آخرین نقشه نیز باید جامه ی عمل بپوشاند.

در مسجد باز هم سخنان سیاست بازان بلند می شود:

تا از علی بیعت نگیریم،راه به جایی نبرده ایم.

آری اخذ بیعت از امیرالمومنین-که خود صاحب بیعت غدیر است-برای توجیه افکار عمومی که با تلاش های خستگی ناپذیر حضرت زهرا رو به بیداری است،بهترین ترفند است.رسوایی های پی در پی خلیفه در آرزوی آنان را باید در نبود امیرالمومنین جست وجو کرد.برای رسیدن به این مقصود،بار دیگر قنفذ به همراه گروهی راهی می شود تا به هر نحو ممکن،امیرالمومنین را برای بیعت بیاورد؛اما سخنان حضرت زهرا دست قنفذ را کوتاه می کند.

قنفذ به مسجد بر می گردد و بیان می دارد که حضرت زهرا به پشت در آمده و از ورود آن ها جلوگیری به عمل می آورد.

هتک حرمت فاطمی را خلیفه ی دوم به عهده می گیرد:

ما را چه کار با زنان!

او،خالد بن ولید و قنفذ را طلب می کند.طبق برنامه ی از قبل پیش بینی شده،جماعتی نزدیک به سیصد نفر جمع می شوند.

خلیفه ی اول می گوید:

او را به شدیدترین حالت ممکن از خانه خارج کنید و برای بیعت بیاورید. اگر امتناع کردند،با ایشان بجنگید.

گروهی با شمشیر و نیز و برخی هیزم به دست،به سوی خانه ی امیرالمومنین حرکت  می کنند.

 

        تجمع مردان مسلح

اینک گروه زیادی مقابل در خانه ی حضرت صدیقه کبری ایستاده اند.کوچه های اطراف مسجد از فراوانی مردان مسلح،بسته شده و خانه به محاصره در آمده است.

از سوی دیگر،در خانه جز امیرالمومنین،صدیقه طاهره و فرزندانشان کسی حضور ندارد.

فریاد عمر ،اهل خانه را مخاطب قرار می دهد:

اگر در را باز نکنید ،خانه را با اهلش،به آتش می کشم.

ای علی!برای بیعت و ورود به اجتماع مسلمانان خارج شو!وگر نه تو را می کشیم.

خالد بن ولید،عبد الرحمن بن عوف،قنفذ،اسید بن حضیر،مغیره بن شعبه،ابوعبیده،سالم غلام ابو حذیفه،محمد بن مسلمه،زید بن ثابت و ... نیز عمر بن خطاب را همراهی می کنند.

 

         آخرین هجوم(=هجوم اصلی)

حضرت صدیقه کبری پشت در می آیند و می فرمایند:

ای گمراهان دروغ پرداز!چه می گویید!و چه چیزی را طلب می کنید؟

پاسخ روشن است،آنها خروج امیرالمومنین را خواستارند. عمر می گوید:این اباطیل را رها کن و سخنانه زنانه را کنار بگذار و به علی بگو خارج شود.

صدیقه طاهره امتناع می کنند.ایشان می دانند که این قوم،قصد جان امیرالمومنین را دارند. مهاجمان هیزم ها را به آتش می کشند،آتش به چوب در اثر می کند و دود وارد خانه می شود. قنفذ تلاش می کند که در را باز کند.حضرت مانع می شوند.عمر با تازیانه دست های بانوی دوسرا را از در دور می سازد.

لگد عمر در آتشیین را می گشاید و حضرت صدیقه در بین در و دیوار،فرزند خویش حضرت محسن را از دست می دهند.ایشان از هوش رفته و با صورت بر زمین می افتند.

مهاجمان وارد خانه می شوند .امیرالمومنین را با ریسمانی سیاه که بر گردن ایشان افکنده اند،بیرون می آورند.آن حضرت رو به قبر رسول خدا می کنند و می گویند:

ای پسر عمویم!این قوم مرا خوار کردند و بر قتل من همت گماشتند.1

صدیقه طاهره به هوش می آیند و به سوی امیرالمومنان می روند تا آن حضرت را از دست مهاجمان رهایی بخشند.مهاجمان نیک می دانند که با حضور آن بانوی الهی،بیعت گرفتن از امیرالمومنین امکان پذیر نیست و حضرت صدیقه کبری مانعی در این راه است.

تازیانه ی عمر"لعنت الله علیه"به کتف بانوی دو عالم می نشیند،خالد بن ولید"لعنت الله علیه" باغلاف شمشیر از حضرت استقبال می کند؛تازیانه ای از سوی قنفذ "لعنت الله علیه"صورت و چشم حضرت را نشانه می رود،مغیره بن شعبه"لعنت الله علیه" نیز ضرباتی را بر پیکر رنجور دخت رسول خدا وارد می آورد... .

اینک امیر المومنین را تنها و غریب،به سوی صحن مسجد می برند.

یگانه یاور او غرق در خون بر زمین افتاده است.

 

          بیعتی نمایشی

امیرالمومنان را در مقابل ابوبکر می نشانند.

عمر بن خطاب، خالد بن ولید ،اسید بن حضیر،مغیره بن شعبه،ابوعبیده،سالم غلام ابو حذیفه، معاذ بن جبل،بشیر بن سعد و ... همگی با شمشیر بالای سر و اطراف امیرالمومنان جمع اند.

عده ای دست و بازو و لباس حضرت امیر را گرفته اند.

امیرالمومنان می فرمایند:

چه زود بر اهل بیت پیامبرتان حمله بردید!...

آیا در امر خلافت"در خم"با من بیعت نکردید؟!

عمر بر روی شانه ی حضرت می نشیند و می گوید:بیعت کن و این اباطیل را کنار بگذار!اگر بیعت نکنی تو را خواهیم کشت!قسم یاد می کنم که گردن تو را خواهم زد!

امیرالمومنان می فرمایند :در این صورت بنده ی خدا و برادر رسول خدا را می کشید.

عمر می گوید:بنده ی خدا بودن تو را قبول داریم اما برادری تو را با رسول خدا انکار می کنیم... .

سلمان،ابوذر،عمار،مقداد وام یمین و ام سلمه-از همسران نیکوکار رسول خدا –به دفاع از امیر المومنان سخن می رانند.

اطرافیان خلیفه مجادله می کنند و سخن به درازا می انجامد و قوم به بیعت یا قتل امیرالمومنان اصرار می کنند.مهاجمان دست گره شده امیرالمومنان را بالا می آورند.

 

 

          آخرین جلوه ی فاطمی

صدیقه ی طاهره با بدنی رنجور وارد مسجد می شود و چون شمشیر های برهنه را بالای سر امیرالمومنین مشاهده می کنند،به تلخی ندا می دهند:

ای ابوبکر!چه زود بر اهل بیت خدا نیرنگ بستی.به خدا قسم بر سر قبر پدرم می روم و –در خلوت –آنجا موی پریشان می کنم و شکایت به درگاه الهی می برم.

ابوبکر که به اهداف خود دست یافته است،به همان بیعت نمایشی اکتفا کرده و دستور می دهد تا مهاجمان امیرالمومنان را رها کنند.

آن بانوی بهشتی با قلبی اندوهگین و بدنی پر از جراحت،به خانه بر می گردند.

اینک مسجد النبی آخرین گام های سرور زنان اهل بهشت را بر صحن خویش لمس میکند.

حضرت صدیقه طاهره از این پس همنشین بستر بیماری است.

سلمان می گوید:

آن بانوی الهی پس از آن واقعه پیوسته همنشین بستر بودند تا به سبب آن جراحات،شهید گشتند.

 

                            " الا لعنت الله علی القوم ظالمین"

پی نوشت :

          1 .دانشنامه شهادت حضرت زهرا(جلد1-2):علی لباف

2.عبور از تا ریکی:عدنان درخشان

3.سقیفه:سید مرتضی عسکری

 4.الهجوم علی بیت فاطمه:عبد الزهرا مهدی

5.مظلومی  گمشده در سقیفه:(جلد 2 و 4) علی لباف

6. جانشین حضرت محمد:ویلفرد مادلونگ

منبع: جنبش مصاف





طبقه بندی: حضرت زهرا(س)،  حضرت فاطمه(س)،  امام علی(ع)،  شهادت حضرت زهرا(س)،  ابوبکر،  عمر بن خطاب،  خالد بن ولید،  اسید بن حضیره،  مغیره بن شعبه
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 92 فروردین 28 توسط صادق.م | نظر بدهید

بسم الله الرحمن الرحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 روز شمار فاطمیه از شهادت پیامبر(ص)

تا شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

5. حوادث روز جمعه ،شنبه ، یک شنبه ، دوشنبه 

      دوازده مرد پایدار

اینک آن دوازده نفر در کنار منبر پیامبر نشسته اند.گروه زیادی از اهل مدینه نیز در مسجد حضور دارند.با ورود خلیفه بر منبر پیامبر اولین نفر از این گروه بر می خیزد:خالد بن عاص.

او حدیثی را که خود از پیامبر شنیده است،می خواند و در آن به خلیفه واقعی رسول خدا اشاره می کند و از ابوبکر می خواهد که تقوا را پیشه کند.عمر حرف او را قطع می کند.خالد بن سعید با شدت به عمر حمله کرده و با به یاد آوردن نسب او و فرارهایشان در جنگ ها ،او را منکوب می سازد.

از اوضاع مسجد،خلیفه و اطرافیان می فهمند که گروهی با قرار قبلی پای به میدان سخن نهاده اند.

پس از سکوت عمر در برابر حمله شدیداللحن خالدبن سعید،تا پایان سخنان این دوازده نفر ،احدی از سقیفه گران سخن نمی گویند.سلمان با ابوبکر سخن می گوید و ابوذر بدون توجه به خلیفه،مسلمانان را مخاطب قرار داده و آنان را توبیخ می کند.

مقداد روی کلام را به ابوبکر بر می گرداند و با سخنان قاطع خویش،او را به نیرنگ متهم می سازد... . آخرین نفر ابوایوب انصاری است که با حدیثی در مدح امیرالمومنین گفتار خویش را به پایان می رساند.

         تاثیر احتجاج در مسجد

 جو مسجد بسیار سنگین است.بر سر منبر،ابوبکر که خود را از پاسخ ناتوان می بیند،می گوید:

خلیفه تان بودم،ولی بهترینتان نبودم،رهایم کنید.

عمر به خشم می آید:ای پست و فرومایه پایین بیا!تو که خود را لایق نمی دیدی،چرا خود را در آن قرار دادی؟به خدا قسم باید تو را بر کنار کنم و سالم غلام  ابو حذیفه را جای تو قرار دهم.

 ابوبکر پایین می آید و با اطرافیانش از مسجد خارج شده و به سوی منزل خویش می رود.اهل مدینه منتظر سرانجام کار هستند.خطابه فاطمی و در پی آن اعتراض این دوازده نفر،ضربه ی مهلکی بر پیکره خلافت نو پای ابوبکر زده است.

 

     سه روز خانه نشینی و برنامه ریزی"شنبه،یک شنبه،دوشنبه  "

 ابوبکر در این سه روز در خانه می ماند و به مسجد نمی آید.زمزمه های به گوش می رسد و گمان ها بر این نظر می شود که شاید ابوبکر درصدد تحویل حکومت به صاحب اصلی آن است.

بنی هاشم نیز به این سخنان دامن می زنند.اما خلیفه از این خانه نشینی هدف دیگری را دنبال می کند.یاران او درصدد هستند که برای تثبیت ابوبکر؛به هر هدفی که مقابل ایشان است و آن را به چنگ نیاورده اند،هجوم بردند!

این اهداف را این چنین می توان برشمرد:

1.     تثبیت قاطعانه حکومت

2.     تصمیم قطعی و تاکید بر موضع قبلی در قبال "مصادره فدک" به عنوان آخرین دارایی اهل بیت.

3.     گرفتن بیعت از امیرالمومنین به هر صورت.

 

    حوادث روز سه شنبه و چهارشنبه
پانزدهمین و شانزدهمین روز پس از وفات

   سقیفه ای دیگر

در چهاردهمین روز،خالد بن ولید،سالم غلام ابو حذیفه و معاذ بن جبل،هریک با گرو زیادی از افراد مسلح قبیله خود و هم پیمانانشان و همچنین طلحه ،عثمان،عبد الرحمن بن عوف،سعد بن ابی وقاص،ابوعبیده و سعید بن عمر بن نفیل،هر یک به همراه عده ای از قبیله خویش،به کنار خانه ابوبکر می آیند و شمشیر ها را بیرون می آورند و اعلام می‌کنند:

جز ابوبکر کسی را خلیفه نمی دانیم.

ابوبکر به همراهی این گروه از خانه خارج می شود و با عبور از کوچه های مدینه،وارد مسجد پیامبر شده،از منبر بالا رفته و برفراز آن قرار می گیرد.

عمر فریاد می زند:

به خدا قسم ای صحابه علی!اگر سخنی همانند آنچه قبلا از شما شنیدیم،بگویید،جانتان را خواهیم ستاند.

برخی زبان به اعتراض می گشایند،اما عمر برای کشتن آنها به سویشان حمله می کند.

امیرالمومنین بر می خیزد وعمر را به گوشه ای پرت کرده و از حمله اطرافیان عمر به معدود حامیان خویش جلوگیری می کنند. ایشان یاران خویش را به سکوت دعوت می کنند و رحمت خدایی را برای آنان طلب می کنند.

غائله فرو می نشیند.

اینک بار دیگر ابوبکر بر منبر رسول خدا نشسته است.

      مصادره قطعی فدک

قدرت حاکمه برای نشان داند قدرت خویش،در همین روز،یعنی پانزدهمین روز پس از شهادت پیامبر ،کارزاران صدیقه طاهره را از فدک اخراج میکند. این تصمیم به ظاهر اول صبح و با فرستادن عناصر خلیفه به سوی منطقه خیبر و دهکده فدک صورت گرفته است.

اینک دو هدف مهم جامعه عمل به خود گرفته است:

1.     تثبیت خلافت

2.     غصب فدک.

       فهرست دیگری از اموال مصادره شده

عاملان صدیقه کبری که دیروز از فدک اخراج شده اند،امروز وارد مدینه شدند. بدین ترتیب منازعه بین صدیقه طاهره با دستگاه خلافت به مرحله جدیدی وارد می شود. به غیر از فدک اموال دیگری نیز در آینده-پس از شهادت صدیقه طاهره-غصب خواهد شد.

خانه های رسول خدا از این جمله اند.

همان گونه که اشاره گردید،عایشه،نه تنها خانه خویش را در تملک دارد،بلکه خانه ی پیامبر را نیز به تصرف در می آورد. وی خانه ی خویش را یک بار در زمان عثمان و بار دیگر در زمان معاویه ،به خلفای وقت می فروشد!!

قیمت فروش در یکی از این موارد  200000  درهم است!"در آن زمان هر 4 درهم ،خرج متوسط یک خانوار در ماه بوده است"

البته عایشه-دختر خلیفه اول-در فروش این ملک شرط می گذارد که تا آخر عمرش در آنجا ساکن باشد.

ادامه دارد ....

پی نوشت :

 دانشنامه شهادت حضرت زهرا(جلد1-2):علی لباف

عبور از تا ریکی:عدنان درخشان

سقیفه:سید مرتضی عسکری

 الهجوم علی بیت فاطمه:عبد الزهرا مهدی

مظلومی  گمشده در سقیفه:(جلد 2 و 4) علی لباف

جانشین حضرت محمد:ویلفرد مادلونگ

منبع: جنبش مصاف





طبقه بندی: حضرت زهرا(س)،  حضرت فاطمه(س)،  فاطمیه،  مقداد،  سلمان،  ابوذر،  شهادت حضرت فاطمه(س)،  امام علی(ع)،  پیامبر اکرم(ص)،  فدک،  غصب،  ابوبکر،  عمر
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 92 فروردین 27 توسط صادق.م | نظر بدهید

بسم الله الرحمن الرحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 روز شمار فاطمیه از شهادت پیامبر(ص)

تا شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

3حوادث روز های شنبه

        مصادره اموال

 

صبح شنبه حضرت زهرا برای باز پس گیری اموال خویش،به سراغ ابوبکر که در مسجد نشسته است می روند،آری ترفند دیگری از سوی سقیفه گران به اجرا در آمده است.

ابوبکر با استناد به سخنی که به دروغ به پیامبر نسبت می دهد می گوید که شنیده است:ما گروه پیامبران ارث نمی گذاریم.

در نتیجه او هر آنچه را که متعلق به حضرت زهرا ست را مصادره می کند.

پس از آگاهی آن حضرت از این ترفند،آن حضرت برای احقاق حقوق مالی خود،به سراغ ابوبکر می روند.

عده ای در اطراف ابوبکر در مسجد نشسته اند.با ورود حضرت زهرا به مسجد و مطالبه اموال از سویایشان ابوبکر ادعای خویش را تکرار می کند و می گوید:

از پیامبر شنیدم:ما پیامبران ارث نمی گذاریم.

این سحن را حضرت زهرا جعلی می خوانند.

ابوبکر به نرمی سحن می گوید و با همدست اطرافیان وی راه به جایی نمی رسد.از این زمان تا روز نهم پس از وفات ،مراجعه های چند باره حضرت زهرا برای استرداد اموال خویش،در تاریخ ثبت شده است .

با شنیدن این سخن عجیب همسران پیامبر نزد عاسشه می روند.

آنان نگران از وضعیت زندگی خویش ،از درستی این سخن سوال می پرسند.

عایشه با تایید این سخن آن را درست می شمارد!!!

نگرانی همسران پیامبر افزایش می یابد.

دستگاه خلافت از طریق عثمان خبر می آورند که همسران پیامبر از جمله عایشه "دختر ابوبکر" و صفحه "دختر عمر"،می توانند در خانه های خویش زندگی کنند.

حکم مصادره اموال پیامبر تنها در مورد دختر پیامبر اعمال خواهد شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

       دومین و سومین شب یاری طلبی

 

در انتهای این دو شب امیرالمومنین بار دیگر حضرت زهرا را بر روی مرکبی می نشانند و دست حسنین را می گیرند و به طلب یاری و اتمام حجت ،به در خانه ی مهاجران و انصار می روند.

بسیاری در هارا باز نمی کنند و پاسخ نمی گویند.

باز هم گروه بسیار اندکی دعوت ایشان را اجابت می کنند.

 

       حوادث روز دوشنبه
       هفتمین روزپس از وفات

        اتمام حجت  و آغاز سکوت

نصرت خواهی امیرالمومنین پس از سه روز،به پایان می رسد و تکلیف قیام با شمشیر از دوش جانشین بر حق رسول خدا برداشته می شود.آن حضرت در اغاز صبح به چهار تن از یاران با وفایش "مقداد،سلمان،ابوذر،زبیر" امر میکنند که به خانه برگردند و سکوت اختیار کنند.

این گروه اندک تنها یاران واقعی در آن شرایط حساس هستندو به یاری دیگران امیدی نیست.

 

    عرضه قرآن

مهمترین واقعه ی امروز،عرضه ی قرآن توسط امیرالمومنین است.آن حضرت وارد مسجد شده –در حالی که گروهی اطراف ابوبکر هستند-با صدای بلند می فرمایند:

ای مردم پس ازپایان غسل ودفن رسول خدا به جمع آوری قرآن مشغول شدم،اینک این قرآن،که یکی از دو ثقل است و من ،که ثقل دیگر هستم.

در این قرآن،تنزیل و تاویل و ناسخ و منسوخ روشن است،تا روز قیامت نگویید که من ،خدا را از آغاز تا انتهایش برایتان نیاوردم.

عمر پاسخ می دهد:ما را به تو و قرآنی که آورده ای احتیاجی نیست ،ما نزد خود قرآن داریم.

 

         خطبه "وسیله"

در پس این سخن امیرالمومنین خطبه ای رسا ایراد می فرمایند:

... ای مردم!آیا نشنیده اید که پیامبر در باره ی من فرمودند:

نسبت علی به من همانند نسبت هارون به موسی است،مگر اینکه پس از من ،پیامبری نیست...

و این که "در غدیر خم"فرمودند:

هرکس که من مولای اویم از این پس علی مولای اوست...

در همین روز خدای عزوجل چنین نازل کرد:

امروز دینتان را کامل کردم،نعمتم را بر شما تمام ساختم و چنین اسلامی را به عنوان دین،برایتان پسندیدم.

... ای مردم !من مانند هارونم در میان آل فرعون و مانند باب توبه ام در میان بنی اسرائیل،همچون کشتی نجاتم در میان قوم نوح،من خبر عظیم و راستگوی بزرگ هستم .

آری !این خطبه که شامل انتقاد های فراوان به شخص خلبفه و سیر حکومت ابوبکر است ، در تاریخ با نام "خطبه وسیله"به یادگار می ماند.

پس از پایان این اتمام حجت،امیرالمومنان قرآن تالیفی خویش را به خانه می برند.

این قرآن ،یادگار نبوت و امامت تا زمان ظهور امام زمان  است.

 

ادامه دارد ....

پی نوشت :

 دانشنامه شهادت حضرت زهرا(جلد1-2):علی لباف

عبور از تا ریکی:عدنان درخشان

سقیفه:سید مرتضی عسکری

 الهجوم علی بیت فاطمه:عبد الزهرا مهدی

مظلومی  گمشده در سقیفه:(جلد 2 و 4) علی لباف

جانشین حضرت محمد:ویلفرد مادلونگ

منبع: جنبش مصاف





طبقه بندی: شهادت حضرت زهرا،  حضرت زهرا،  حضرت فاطمه،  غاطمیه،  امام علی(ع)،  قرآن،  سلمان،  مقداد،  ابوذر،  زبیر،  ابوبکر،  ثقلین،  خطبه وسیله،  سکوت،  فدک
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 92 فروردین 20 توسط صادق.م | نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 روز شمار فاطمیه از شهادت پیامبر(ص)

تا شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

2حوادث روز چهار شنبه

 

·جمع آوری قرآن

امیرالمومنین اینک به سفارش رسول خدا به امر مهم دیگری دست یازیده است: جمع آوری قرآن کریم

امروز اولین روز از جمع آوری قرآن کریم است.

در ایام رسالت رسول خدا ،آیات قرآن بر روی پوست حیوانات،سنگ ها ی صاف،استخوان کتف شتر و ... نوشته می شد.اینک در فقدان نبی، پایان ایام نبوت و اتمام نزول قرآن همه ی آیات در یک مجموعه و به شیوه ای خاص،قابل جمع آوری است.

این جمع آوری به عهده وصی پیامبر خاتم است.

آن حضرت قرآن را بر اساس ترتیب نزول آیات و مشخص کردن مواردی چون:شان نزول،محکم و متشابه ،مطلق و مقید،ناسخ ومنسوخ و تفسیر و تاویل هر یک از ایات آن ،گرد آوری می کنند.

·        آغاز تحصن

در مسجد همچنان اخذ بیعت برای ابوبکر صورت می گیرد.

گروهی از اصحاب ،به نشانه اعتراض به غصب خلافت،به خانه حضرت زهرا وارد شده ودر آن جا تحصن کردند.

در روز اول ،عده ای مانند زبیر،مقداد و گروهی از انصار به همراه عده کمی از مهاجران،در این خانه اجتماع کرده اند.

این اولین روز از روز های سه گانه تحصن است.

·        اولین هجوم مقدماتی

ابوبکر ،به اصرار عمر ،قنفذ پسر عموی عمر را که به خشونت معروف است ،می فرستد تا امیرالمومنین را –که اینک از مراسم تدفین رسول خدا فارغ شده-برای بیعت فرا بخواند.

عمر اصرار دارد که تا از او بیعت نگیریم به جایی نرسیده ایم.

برخی از طرفداران گرفتن بیعت را در آن شرایط،مناسب نمی دیدند،اما عمر همچنان اصرار بر گرفتن بیعت دارد.

قنفذ سه بار مراجعه می کند.

در مرتبه اول بیان می کند که با خلیفه رسول خدا بیعت کنید که او شما را می خواند.

در مرتبه دوم می گوید:با خلیفه مسلمانان بیعت کنید.

و در سومین مراجعه،ادعا می کند؛امیرالمومنین ابوبکر را اجابت کرده و با او بیعت کنید.

پاسخ در هر سه بار روشن است.اهل بیت این القاب را مخصوص امیرالمومنین علی "ع"میدانند و با ناراحتی هر چه تمام تر او را جواب می گویند.

پس از مراجعه سوم عمر که قصد ارعاب حاضران را نیز دارد،خطاب به ابوبکر می گوید:

امر خلافت جز با کشتن او به استواری نخواهد رسید.

ابوبکر زیرکانه او را به آرامش فرا می خواند و به قنفذ می گوید بار دیگر مراجعه کند و به امیرالمومنین بگوید:

پاسخ ابوبکر را بده.

امیرالمومنین در پاسخ می فرمایند:

من به سفارش برادرم رسول خدا به جمع آوری قرآن مشغول هستم و از خانه خارج نمی شوم؛تو نیز به نزد ابوبکر باز گرد.

·        دومین هجوم ابتدایی

اینک نوبت عمر است او با اشاره ابوبکر،به همراه قنفذ به خانه امیرالمومنین می آید.

عمر از خشونت و اعمال زور سخن به میان می آورد.

او حتی اهل خانه را به آتش زدن تهدید می کند.آنان می دانند که برای اعلام رسمی خلافت ،احتیاج دارند که بیعت شخص امیرالمومنین را به همراه داشته باشند.

در این ماجرا امیرالمومنین با حضور در آستانه در می فرمایند:

قسم یاد کرده ام از خانه خارج نشوم و ردا به دوش نگیرم تا آن که قرآن را جمع آوری کنم.

این سخن مهاجمان را که شرایط را ناماسب می بینند،به ظاهر آرام می کند.

آنان پراکنده می شوند تا در فرصتی دیگر باز گردند.... .

حوادث روز پنج شنبه

·        ادامه ی جمع آوری قرآن و تحصن

با طلوع خورشید فراق و دور مسلمانان با پیامبرشان به سومین روز وارد می شود.

امروز نیز امیرالمومنین به جمع آوری قرآن مشغول است.به گفته تاریخ این امر مهم سه روز به طول انجامیده است.هنوز هم عده ای به نشانه اعتراض به خانه امیرالمومنین رفت و آمد دارند.

در این روز یا روز بعد در میان متحصنان نام طلحه و سعد بن ابی وقاص دیده می شود.بی شک این دو نفر از عاملان دستگاه حکومتی هستند و آمده اند از درون تحصن کنندگان اخبار را پی گیری کنند.

 

 حوادث روز جمعه 

        اتمام جمع آوری قرآن

امروز سومین روز و آخرین روزی ست که امیر المومنین به جمع آوری قرآن مشغول هستند.در پایان این روز پر ماجرا،این گرد آوری هم به پایان خواهد رسید.

اینک اولین،نماز جمعه به امامت ابوبکر صورت می پذیرد.آن گروه که به نشانه اعتراض در خانه ی امیرالمومنین تحصن کرده بودند،امروز هم به خانه آمده و از شرکت در نماز جمعه امتناع می کنند.

         هجوم منجر به شکست تحصن

بار دیگر قنفذ با گروهی راهی می شوند تا متخلفان را که در خانه امیرالمومنین جمع شده اند ،برای بیعت با ابوبکر فرا بخوانند.متحصنان در خانه از خروج امتناع می کنند.

قنفذ در کنار خانه می ایستد و شخصی را به سوی خلیفه می فرستد تا کسب تکلیف کند.این بار عمر به همراه گروه زیادی از انصار و عده کمی از مهاجران ؛به سوی خانه امیرالمومنین حرکت می کنند.

خالد بن ولید از مهاجران و اسید بن حضیر ،سلمه بن سلامه،زیاد بن لید انصاری،زید بن اسلم،محمد بن مسلمه و ... از انصار عمر را همراهی می کنند.

عمر و اطرافیان وی پس از رسیدن به خانه امیرالمومنین با فریاد و سر وصدا تهدید را آغاز کرده و از متحصنان می خواهند که خارج شده و بیعت کنند.

در این میان زید بن اسلم،هیزم می آورد و تهدید به آنش زدن خانه جدی تر می شود.از میان تحصن کنندگان زبیر با شمشیر خارج می شود.عده ای به او حمله کرده و دستش را می بندند و شمشیرش را می شکنند.

مهاجمان به خانه وارد شده و تمامی تحصن کنندگان را خارج کرده و با زور ؛جهت بیعت گرفتن به مسجد ،می برند.

در این میان امیرالمومنین که قسم یاد کرده تا قرآن را جمع آوری نکند از خانه خارج نشود،همچنان در منزل باقی می مانند.

مهاجمان نیز با توجه به تهدید حضرت صدیقه کبری به انجام نفرین ،اقدام بیشتری برای گرفتن بیعت از وی انجام نمی دهند.

اهل سقیفه به سخن در می آیند که علی یک نفر است ،به بیعت او احتیاجی نیست.

اما در این هجوم به شدت حرمت بیت علوی می شکند و بیت فاطمه تا مرز سوختن در آنش پیش می رود.

اولین شب یاری طلبی

در پایان روز پس از آنکه امیرالمومنین از جمع آوری قرآن فارغ می شوند،برای اتمام حجت به خانه تک تک مهاجران  و انصار که در جنگ بدرشرکت داشتند،می روند.

خاندان وحی نیز همگی آن حضرت را همراهی می کنند.

عده ای بهانه می آورند ، برخی سکوت اختیار می کنند و عده ای بی شرمانه می گویند:

اگر این سخنان را زود تر می شنیدیم با شما بیعت می کردیم...

به راستی پس  واقعه ی غدیر خم چه بود؟!!!

 

ادامه دارد.....

پی نوشت :

 دانشنامه شهادت حضرت زهرا(جلد1-2):علی لباف

عبور از تا ریکی:عدنان درخشان

سقیفه:سید مرتضی عسکری

 الهجوم علی بیت فاطمه:عبد الزهرا مهدی

مظلومی  گمشده در سقیفه:(جلد 2 و 4) علی لباف

جانشین حضرت محمد:ویلفرد مادلونگ

منبع: جنبش مصاف





طبقه بندی: حضرت زهرا(س)،  حضرت فاطمه(س)،  فاطمیه،  شهادت حضرت زهرا،  جنبش مصاف،  غدیر خم،  سقیفه،  امیرالمونین،  قرآن،  امام علی(ع)،  اهل بیت،  تحصن
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 92 فروردین 19 توسط صادق.م | نظر بدهید

زبانم بند می آید در فضایل علی...

فقط می گویم:

                                        یا علی





طبقه بندی: امام علی(ع)
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 91 خرداد 14 توسط صادق.م | نظر

الهی ای فلک دیگر نگردی

اگر دور سر حیدر نگردی

الهی ای نفس بی حب مولا

اگر رفتی به سینه برنگردی





طبقه بندی: امام علی(ع)
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 90 آبان 24 توسط صادق.م | نظر بدهید

اللهمّ قوّنی فیهِ علی إقامَةِ أمْرِکَ                             

خدایا نیرومندم نما در آن روز به‌پاداشتن دستور فرمانت

 واذِقْنی فیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ   

                                         و بچشان در آن شیرینی یادت را

وأوْزِعْنی فیهِ لأداءِ شُکْرَکَ بِکَرَمِکَ       

                       و مهیا کن مرا در آن روز برای انجام سپاسگزاریت به کـرم خودت

واحْفَظنی فیهِ بِحِفظْکَ وسِتْرِکَ  

                               و مهیا کن مرا در ن روز برای انجام سپاسگزاریت به کـرم خودت

یـا أبْصَرَ النّاظرین 

                              ای بیناترین بینایان


ادامه مطلب


نوشته شده در تاریخ جمعه 90 مرداد 14 توسط صادق.م | نظر بدهید

 

صدایی کز پس آن پرده بشنود

بعینه چون صدای مرتضی بود

تعالی الله از این قدر و از این جاه

که گوید از زبانش حرف الله

عبدالله بن عمر می گوید به پیامبر اکرم(ص) عرض کردم: یا رسول الله! خداوند در شب معراج به چه لغت و زبانی با شما حرف می زد؟ پیامبر(ص) فرمودند: خداوند مرا با صدای علی(ع) مخاطب قرار می داد، پس خداوند خود مرا الهام کرد که پرسیدم: پروردگارا! من با تو حرف می زنم یا با علی؟!

در اینجا خداوند متعال فرمود: ای احمد! من با هیچ چیزی قیاس نشوم و با چیزهای شبیه اشیاء هم وصف نمی شوم.

تو را از نور خودم خلق کردم و علی(ع) را از نور تو، و می دانم که تو چقدر علی(ع) را دوست می داری و محبوب قلبت می باشد پس با صدایعلی(ع) با تو حرف زدم تا قلبت آرامش پیدا کند(3)


ادامه مطلب


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 90 خرداد 25 توسط صادق.م | نظر
ویژه عید غدیر خم

یکی گوید سراپا عیب دارم

یکی گوید زبان از غیب دارم

 

نمی دانم که هستم هرچه هستم

قلم چون تیغ می رقصد به دستم

 

نه دِئبـِل نه فَرَزدَق نه کُمِیتَم

ولیکن خاک پای اهل بیتم

 

الا ساقی مستان ولایت

بهار بی زمستان ولایت

 

از آن جامی که دادی کربلا را

بنوشان این خراب مبتلا را

 

چنان مستم کن از یکتا پرستی

که از آهم بسوزد ملک هستی

 

هزاران راز را در من نهفتی

ولی در گوش من اینگونه گفتی

 

زاحمد تا احد یک میم فرق است

جهانی اندرین یک میم غرق است

 

یقینا میم احمد میم مستیست

که سرمست ازجمالش چشم هستیست

 

زاحمد هر دو عالم آبرو یافت

دمی خندیدو هستی رنگ وبو یافت

 

اگر احمد نبود آدم کجابود

خدا را آیه ای محکم کجا بود

 

چه می پرسند کین احمد کدام است

که ذکرش لذت شُرب مدام است

 

همان احمدکه آوازش بهار است

دلیل خلقت لیل النهار است

 

همان احمد که فرزند خلیل است

قیام بت شکن هارادلیل است

 

همان احمدکه ستارُالعیوب است

دلیل راه و علّامُ الغیوب است

 

همان احمدکه جامش جام وحی است

به دستش ذوالفقار امر و نهی است

 

همان احمد که ختم الانبیاء شد

جناب کُنتُ کنزاً مخفیا شد

 

همان اوّل که اینجا آخر آمد

همان باطن که برما ظاهرآمد

 

همان احمد که سرمستان سرمد

بخوانندش ابوالقاسم محمّد

 

محمد میم و حاء و میم و دال است

تدارک بخش عدل و اعتدال است

 

محمد رحمةٌ للعالمین است

شرافت بخش صد روح الامین است

 

محمد پاک و شفاف و زلال است

که مرآت جمال ذوالجلال است

 

محمد تا نبوت را برانگیخت

ولایت را به کام شیعیان ریخت

 

ولایت باد? غیب و شهود است

کلید مخزن سرّ وجود است

 

محمد با علی روز اخوت

ولایت را گره زد بر نبوت

 

محمد را علی آیینه دار است

نخستین جلوه اش در ذوالفقار است

 

به جز دست علی مشکل گشا کیست

کلیدکُنتُ کنزاًمخفیا کیست

 

کسی دیگر توانایی ندارد

که زخم شیعه را مرهم گذارد

 

غدیر ای باده گردان ولایت

رسولان الهی مبتلایت

 

ندا آمد ز محراب سماوات

به گوش گوشه گیران خرابات

 

رسولی کز غدیر خم ننوشد

ردای سبز بعثت را نپوشد

 

تمام انبیاء ساغر گرفتند

شراب از ساقی کوثر گرفتند

 

علی ساقی رندان بلاکش

بده جامی که می سوزم در آتش

 

مرا آیین? صدق و صفا کن

تجللی گاه نور مصطفی کن

 

" مرحوم آغاسی "

از تبیان





طبقه بندی: شعر،  امام علی(ع)،  غدیر
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89 آذر 3 توسط صادق.م | نظر
حضرت علی (ع)

غدیر دریایى از معارف است. فقه، فرهنگ، کلام، اخلاق و تفسیر، همه را دارد؛ ولى دریغ که گوهرهایش تا کنون استخراج نشده است، هر چند دستان سخاوتمند امواج غدیر گاه دانه‏هاى گرانبهایى را به ساحل‏نشینانش ارزانى داشته است.

در این نوشتار بر آنیم نگاهى به فقه غدیر افکنیم، پیش از ورود به بحث توجه به چند نکته ضرورى مى‏نماید:

.1 مراد از فقه غدیر اعمال مستحب این روز است. روایات سى و شش عمل را در این روز مستحب شمرده‏اند که ما آنها را به ترتیب حروف الفبا ارائه مى‏کنیم.

.2 این تعداد حکم براى یک روز نشان از اهمیت، حساسیت و عظمت آن دارد. در اسلام براى هیچ روزى، هر چند بسیار مهم و مقدس، این تعداد حکم ارائه نشده است. در برخى از روزهاى مهم مانند فطر و قربان، عرفه و مباهله اعمال متعددى مستحب شمرده شده، ولى اگر همه آنها را به یکدیگر ضمیمه کنیم، با مستحبات غدیر برابرى نمى‏کنند.

.3 دومین ویژگى فقه غدیر جامعیت است. در هر زمینه‏اى عملى وارد شده، اعمالى جامع و بى کم و کاست؛ از عمل عبادى تا برنامه سیاسى همایش و طرح اقتصادى ایجاد مساوات همه در فقه غدیر گرد آمده است. گستردگى و غناى این اعمال چنان است که مى‏توان گفت در آینه فقه کامل غدیر کمال دین تجلى یافته است.

.4 سومین ویژگى فقه غدیر این است که براى اعمال آن فضیلتهاى منحصر بفرد قرار داده‏اند؛ که در جاى دیگر به چشم نمى‏خورد و این حتى از فضیلتهاى ماه رمضان نیز بیشتر است. مرحوم میرزا جواد آقا تبریزى مى‏گوید: «فضیلتى که براى روز غدیر وارد شده نسبت به فضیلتهاى ماه رمضان زیادتر است.» (1)

در خلال اعمال غدیر به برخى از این فضیلتها اشاره خواهد شد.

.5 چرا این حجم از اعمال را، با آن همه فضیلت، براى روز غدیر قرار داده‏اند؟ امام صادق (ع) در پاسخ بدین پرسش مى‏فرماید: «اعظاما لیومک؛ (2) تا با این اعمال روز غدیر را بزرگ بدارى».

این سخن امام ششم(ع) دو حقیقت را آشکار مى‏سازد: یکى اینکه باید روز غدیر را بزرگ داشت و دیگر اینکه بزرگداشت غدیر با انجام دادن اعمال ویژه این روز تحقق مى‏یابد.

 

الف ـ افطارى دادن

در میان اعمل روز غدیر افطارى دادن به مؤمن جایگاهى والا دارد. بر اساس روایات در این عمل فضیلتى بزرگ نهفته است. امام على(ع) مى‏فرماید: من افطر مؤمنا فى لیلة فکأنما افطر فئاما... (3)

کسى که مؤمن روزه‏دارى رادر غدیر افطار دهد، مانند این است که ده فئام را افطار داده است. فردى پرسید: اى امیرمؤمنان(ع) «فئام» چیست؟ حضرت فرمود: صد هزار پیامبر(ص) و صدیق و شهید. آنگاه ادامه داد: پس چگونه خواهد بود فضیلت کسى که جمعى از مؤمنین و مؤمنات را تکفل کند.

شبیه به این روایت، حدیثى از امام صادق(ع) نیز نقل شده است. (4)

بر اساس برخى از روایات امام رضا(ع) در روز غدیر گروهى را براى افطار نزد خود نگاه داشت . (5)

 

ب ـ برادر شدن

روز ولایت روز برادرى است و روز برادرى روز ولایت است؛ این دو با یکدیگر پیوندى ناگسستنى دارند و حلقه وصلشان ایمان است؛ زیرا از سویى ایمان با ولایت پا مى‏گیرد و از سوى دیگر اهل ایمان برادر یکدیگرند. (انما المؤمنون اخوة) (6)

به همین دلیل عقد برادرى یکى از آداب روز غدیر شمرده شده است. این عقد به صورت زیر است : یکى از دو نفر دست راست خود را بر دست راست دیگرى مى‏گذارد و مى‏گوید:

و اخیتک فى الله و صافیتک فى الله و صافحتک فى الله و عادهت الله و ملائکته و رسله و انبیائه و الائمة المعصومین(ع) على أنى إن کنت من اهل الجنة و الشفاعة و أذن لى بأن أدخل الجنة لا ادخلها الا و أنت معى.

با تو در راه خدا برادر مى‏شوم؛ با تو در راه خدا راه صفا و صمیمیت در پیش مى‏گیرم؛ با تو در راه خدا دست مى‏دهم و با خدا، ملایکه، کتابها، فرستادگان و پیامبرانش و ائمه معصومین(ع) عهد مى‏بندم که اگر از اهل بهشت و شفاعت شده، اجازه ورود به بهشت یافتم، داخل آن نشوم مگر آنکه تو با من همراه شوى.

آنگاه دیگرى مى‏گوید: قبلت؛ یعنى، قبول کردم. سپس مى‏گوید: اسقطت عنک جمیع حقوق الاخوة ما خلا الشفاعة و الدعاء و الزیارة؛ جز شفاعت و دعا و زیارت، همه حقوق برادرى را ساقط کردم. (7)

امام على(ع) فرمود: تباروا یصل الله الفتکم و البر فیه یثمر المال و یزید فى العمر. به یکدیگر نیکى کنید که خداوند الفت میان شما را پایدار مى‏سازد و نیکى در این روز موجب افزایش مال و عمر مى‏شود

بیرازى جستن

امام صادق(ع) فرمود: تبرى إلى الله عز و جل ممن ظلمهم حقهم؛ (8) در روز غدیر از کسانى که به اهل بیت(ع) ستم کردند بیزارى مى‏جویى.

 

پ ـ پوشیدن لباس پاکیزه و نو

امام صادق(ع) فرمود: یحب ... أن یلبس المؤمن انظف ثیابه و افخرها؛ (9) در روز غدیر لازم است مؤمن پاکیزه‏ترین و فاخرترین لباس خود را بپوشد. مرحوم میرزا جواد آقا تبریزى این عمل را از مستحبات مؤکد غدیر مى‏شمرد. (10)

 

ت ـ تبریک و تهنیت

ویژه نامه عید غدیر خم

تبریک و تهنیت از برجسته‏تریم آداب هر عیدى است. در اسلام نیز سنت تبریک و تهنیت در عید غدیر جایگاهى ویژه یافته است. پیامبر(ص) بر تبریک گفتن در این تأکید مى‏ورزید و به مردم مى‏فرمود: هنئونى هنئونى؛ (11) به من تهنیت بگویید، به من تهنیت بگویید.

امام صادق(ع) شیوه تهنیت گفتن در روز غدیر را چنین آموزش داده است:

وقتى یکدیگر را ملاقات کردید، بگویید: الحمدلله الذى اکرمنا بهذا الیوم و جعلنا من الموفین بعهده الینا و میثاقه الذى واثقنا به من ولایة ولاة امره و القوام بقسطه و لم یجعلنا من الجاحدین و المکذبین بیوم الدین. (12)

سپاس خداى را که ما را به این روز گواهى داشت و ما را از مؤمنان و کسانى قرار داد که به پیمان و میثاقى که در باره والیان امرش و بر پا دارندگان قسط و عدالتش از ما گرفته است وفا کردیم و ما را از انکارکنندگان و تکذیب‏کنندگان رستاخیز قرار نداد.

امام رضا(ع) فرمود که، هنگام برخورد با یکدیگر بگویید:

الحمدلله الذى جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین(ع) (13)

سپاس خداى را که ما را از تمسک‏کنندان به ولایت امیرمؤمنان(ع) قرار داده است.

 

تبسم

امام رضا(ع) فرمود: ... و هو یوم التبسم فى وجوه الناس من اهل الایمان فمن تبسم فى وجه اخیه یوم الغدیر نظر الله الیه یوم القیامة بالرحمة و قضى له الف حاجة و بنى له فى الجنة قصرا من در بیضاء و نضر وجهه ... (14)

روز غدیر روز تبسم به روى مؤمنین است. کسى که در این روز به روى برادر مؤمنش تبسم کند، خداوند، در روز قیامت، نظر رحمت به او مى‏افکند، هزار حاجتش را برآورده ساخته و قصرى از در سفید برایش بنا مى‏کند و صورتش را زیبا مى‏سازد.

 

توسعه زندگى

در روز غدیر، باید چهره زندگى عوض شود. همه باید بکوشند برنامه عادى زندگى خود را بر هم زده و آن را با رفتارهایى سخاوتمندانه‏تر و نشاطانگیزتر بیارآیند تا همگان در همه جا طعم شیرین عید را بچشند و رایحه دل‏انگیز آن را استشمام کنند. یقینا در صدر توسعه دادن زندگى توسعه مالى قرار دارد. امام رضا(ع) فرمود: هو الیوم الذى یزید الله فى مال من عبدالله و وسع على عیاله و نفسه و اخوانه... . (15)

روز غدیر روزى است که خداى متعال در مال کسى که خدا را عبادت کند و بر خانواده، خویشتن و برادران ایمانى‏اش توسعه دهد فزونى پدید مى‏آورد.

 

ج ـ جشن گرفتن

امام رضا(ع) در عید غدیر احوال کسان و اطرافیان خود را تغییر داد و وضع تازه‏اى در آنان ایجاد کرد. (16)

 

ح ـ حمد کردن

پیامبر(ص) فرمود: یکى از سنتها این است که مؤمن، در روز غدیر، صد بار بگوید:

الحمدلله الذى جعل کمال دینه و تمام نعمته بولایة امیرالمؤمنین على بن‏ابیطالب(ع). (17)

 

د ـ دعا

معصومان(ع) پیروانشان را به دعا در روز غدیر سفارش کرده‏اند. دعاهاى ویژه این روز عبارت است از:

1ـ دعایى که با این جمله آغاز شده است: اللهم انک دعوتنا إلى سبیل طاعتک... (18) .

2ـ دعایى که در آغاز این عبارت دیده مى‏شود:

اللهم انى اسئلک بحق محمد نبیک و على ولیک و الشأن و القدر الذى خصصتهما دون خلقک.. . (19) . این دعا در مفاتیح‏الجنان ذکر شده است. (20)

3ـ دعایى که با این جمله آغاز شده است:

اللهم بنورک اهتدیت و بفضلک استغنیت ... .

به بحارالانوار، ج 95، ص 318 مراجعه شود.

 

دید و بازدید

دید و بازدید یکى از آداب روزهاى عید و شادى است. این سنت مردم را شادابتر و نام و یاد عید را در دل و ذهنشان ریشه‏دارتر مى‏کند. اسلام همین سنت را براى عید غدیر در نظر گرفته و آن را مورد تأکید قرار داده است.

امام رضا(ع) فرمود: من زار مؤمنا ادخل الله قبره سبعین نورا و وسع فى قبره، و یزور قبره کل یوم سبعون الف ملک یبشرونه بالجنة. (21)

کسى که در روز غدیر به دیدار مؤمنى برود خداوند هفتاد نور بر قبر او وارد و قبرش را وسیع مى‏سازد؛ هر روز هفتاد هزار فرشته قبرش را زیارت کرده، به او بشارت بهشت مى‏دهند .

شایسته است این سنت در روز غدیر، که بزرگترین عیدهاست، اجرا شود تا علاوه بر احیاى روز غدیر رشته‏هاى الفت و مودت میان مردم محکمتر شود.

امام رضا(ع) فرمود: هو الیوم الذى یزید الله فى مال من عبد فیه...

غدیر روزى است که خداوند بر مال کسى که در آن عبادت کند، مى‏افزاید ...

رـ روزه

روزه در روز غدیر، بسیار مستحب است و فضیلتى استثنایى دارد.

امام على(ع) فرمود: إذا اخلص المخلص فى صومه لقصرت ایام الدنیا عن کفائته. (22)

اگر بنده مخلصى در روزه این روز اخلاص داشته باشد، همه روزهاى دنیا توان برابرى با آن را ندارد؛ به عبارت دیگر، اگر کسى تمام روزهاى دنیا زنده باشد و همه را روزه‏دار سپرى کند، ثوابش کمتر از ثواب روزه این روز خواهد بود.

نخستین جانشین راستین رسول خدا همچنین فرمود: ... و جعل الجزاء العظیم کفاءة عنه. (23)

... خداوند در برابر روزه عید غدیر پاداشى بزرگ نهاده است. امام صادق(ع) یارانش را به این امر تشویق مى‏کرد و مى‏فرمود:

إنى احب لکم أن تصوموه... (24) .

من دوست دارم شما این روز را روزه بگیرید.

آن بزرگوار همچنین مى‏فرمود: صیام یوم غدیر خم یعدل عندالله فى کل عام مائة حجة و مائة عمرة مبرورات متقبلات. (25)

روزه روز غدیر خم نزد خداوند،در هر سال، برابر با صد حج و صد عمره مقبول است.

پیرامون روزه غدیر روایت بسیار وارد شده آنچه ذکر شد از باب نمونه بود.

 

زـ زیارت

حضرت علی علیه السلام

یکى از اعمال روز غدیر زیارت امیرمؤمنان على(ع) است.

زیارت آن حضرت(ع) به دو صورت ممکن است:

.1 زیارت در حرم مطهر

امام رضا(ع) به احمد بن‏محمد بن‏ابى نصربزنطى فرمود: اى فرزند ابونصر، هر کجا بودى در روز غدیر کنار قبر امیرمؤمنان(ع) حاضر شو! همانا خداوند در این روز گناه شصت سال مرد و زن مؤمن را مى‏آمرزد.

بدرستى که پروردگار در این روز دو برابر آنچه در ماه رمضان شب قدر و شب عید فطر آزاد مى‏کند، مى‏رهاند. (26)

شیوه زیارت آن حضرت را از امام هادى(ع) مرحوم شیخ عباسى قمى(ره) در مفاتیح‏الجنان روایت کرده است. (27)

.2 زیارتهاى عمومى این زیارت، که به حرم مطهر اختصاص ندارد و ارادتمندان ولایت در همه جا مى‏توانند از آن بهره گیرند، دو مورد است:

الف. زیارت امین الله؛ (28)

ب. زیارت روایت شده از امام صادق(ع) (29) .

هر دو زیارت در مفاتیح ذکر شده است.

 

زینت دادن

آراستن پیکر و آذین بستن خانه، کوچه و بازار، در روزهاى عید، عملى رایج است. عیدى در ذهن و دل مردم زنده است که در آن خویش را بیارایند و در و دیوار را آذین‏بندى کنند.

چون عید غدیر بزرگترین عید است مردم باید در آن، بیش از هر عید دیگر، شادمانى کنند و خود و جامعه را بیارایند. فضیلت این عمل بسیار است، امام رضا(ع) فرمود:

روز غدیر روز زینت است، کسى که براى روز غدیر زینت کند خداوند همه گناهان کوچک و بزرگش را آمرزیده، فرشتگانى به سویش مى‏فرستد تا حسنات او را بنویسند و تا عید غدیر سال بعد بر درجات او بیفزایند. (30)

اهمیت زینت در این روز چنان است که امام رضا(ع) براى گروهى لباسهاى نو، انگشتر و کفش فرستاد. (31)

 

ش ـ شادى کردن

امام على(ع) فرمود: و اظهروا ... السرور فى ملاقاتکم؛ (32) در برخوردها شادى را آشکار کنید.

امام صادق(ع) فرمود: روز غدیر روز خوشحالى و شادى است. (33)

شکر گزارى امام على(ع) فرمود: در روز غدیر، خداى را بر آنچه به شما ارزانى داشته( نعمت ولایت) شکر کنید. (34)

 

ص ـ صدقه دادن

روز غدیر یکى از مستحبات مؤکد صدقه دادن است. امام على(ع) فرمود: الدرهم فیه بمائتى الف درهم؛ فضیلت یک درهم، (35) که در روز غدیر داده شود، با فضیلت دویست هزار درهم برابر است.

 

صلوات فرستادن

امام صادق(ع) فرمود: در روز غدیر، بر محمد و اهل بیتش صلوات بسیار مى‏فرستى. (36)

 

ط ـ طعام دادن

در روز غدیر غذا دادن به مؤمنان اهمیت بسیار دارد، امام صادق(ع) مى‏فرماید: و اطعم اخوانک؛ (37) در روز غدیر، برادران دینى‏ات را اطعام کن.

امام رضا(ع) در فضیلت این عمل فرمود: من اطعم مؤمنا کان کمن اطعم جمیع الانبیاء و الصدیقین؛ (38) کسى که مؤمنى را در روز غدیر غذا دهد مانند فردى است که تمام پیامبران و صدیقین را غذا داده است. اهمیت طعام دادن در این روز به اندازه‏اى است که امام صادق(ع) روز غدیر را روز اطعام طعام (39) خوانده است.

 

ع ـ عبادت

امام رضا(ع) فرمود:

هو الیوم الذى یزید الله فى مال من عبد فیه... (40)

غدیر روزى است که خداوند بر مال کسى که در آن عبادت کند، مى‏افزاید ... .

 

عطر زدن

بر اساس برخى از روایات امام صادق(ع) مؤمنان را به استعمال عطر در روز غدیر سفارش کرده است. (41)

کمک کردن به ضعیفان و نیازمندان پیام ویژه صاحب غدیر براى روز غدیر است؛ پیامى که به فرمان حضرت(ع) باید دهان به دهان به همه مردم ابلاغ شود:

و لیعد الغنى على الفقیر و القوى على الضعیف؛ باید در روز غدیر ثروتمند به تهیدست و توانا به ناتوان کمک کند

عمل صالح انجام دادن

روى ان العمل فیه یعدل ثمانین شهرا و روى انه کفارة ستین سنة. (42)

روایت شده که کردار نیک در روز غدیر، با عمل هشتاد ماه برابرى مى‏کند؛ و نیز روایت شده که کردار نیک در این روز کفاره شصت سال است.

 

غ ـ غسل کردن

علماى شیعه بر استحباب غسل در روز غدیر اجماع دارند (43) و آن را مستحب مؤکد مى‏دانند. (44) بهتر این است که غسل در اول روز انجام گیرد. (45)

 

ق ـ قضاى حوائج مؤمنان

امام صادق(ع) فرمود: واقض حوائج اخوانک؛ (46) در عید غدیر حاجتهاى برادرانت را برآور!

 

ک ـ کمک کردن

کمک کردن به ضعیفان و نیازمندان پیام ویژه صاحب غدیر براى روز غدیر است؛ پیامى که به فرمان حضرت(ع) باید دهان به دهان به همه مردم ابلاغ شود:

و لیعد الغنى على الفقیر و القوى على الضعیف؛ (47) باید در روز غدیر ثروتمند به تهیدست و توانا به ناتوان کمک کند.

 

گ ـ گذشت و آشتى کردن

چشم‏پوشى از گناه برادران و برقرارى ارتباط دوستانه از دیگر مستحبات روز غدیر شمرده شده است. (48)

 

گشاده‏رویى

امام على(ع) فرمود: و اظهروا البشر فیما بینکم؛ (49) با یکدیگر با گشاده‏رویى برخورد کنید.

 

م ـ مساوات

امام على(ع) فرمود: و ساووا بکم ضعفائکم؛ (50) میان خویش و ضعیفان مساوات ایجاد کنید.

 

مصافحه

امام على(ع) فرمود: إذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم؛ (51) وقتى در روز غدیر یکدیگر را ملاقات کردید به هم دست بدهید و سلام کنید.

 

مهربانى و عطوفت کردن

امام على(ع) فرمود: و التعاطف فیه یقتضى رحمة الله و عطفه... (52)

با یکدیگر عطوفت و مهربانى کردن در روز غدیر، موجب رحمت و عطوفت خداى متعال خواهد شد .

مهمان کردن امام رضا(ع) در روز غدیر گروهى را براى افطار نزد خود نگاه داشت. (53)

 

ن ـ نماز

.1 نماز شب عید غدیر
حضرت علی علیه السلام

این نماز دوازده رکعت است. هر دو رکعت یک تشهد دارد و در پایان رکعت دوازدهم باید سلام داد. در هر رکعت، بعد از سوره حمد توحید ده بار و آیةالکرسى یک بار خوانده مى‏شود. در رکعت دوازدهم باید هر یک از حمد و سوره را هفت بار خواند و این ذکر را ده بار در قنوت تکرار کرد: لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد یحیى و یمیت و یمیت و یحیى و هو حى لا یموت بیده الخیر و هو على کل شى قدیر. در دو سجده رکعت آخر، این ذکر ده بار خوانده مى‏شود: سبحان من احصى کل شى علمه سبحان من لا ینبغى التسبیح الا له سبحان ذى المن و النعم سبحان ذى الفضل و الطول سبحان ذى العز و الکرم اسألک بمعا قد العز من عرشک و منتهى الرحمة من کتابک و بالاسم الاعظم و کلماتک التامة ان تصلى على محمد رسولک و اهل بیته الطیبین الطاهرین و ان تفعل بى کذا و کذا [به جاى کذا و کذا حاجت خود را ذکر کند] و سپس بگوید انک سمیع مجیب. (54)

.2 نماز روز عید غدیر

نیم ساعت پیش از ظهر غدیر، دو رکعت نماز مستحب است. در هر رکعت بعد از حمد، سوره‏هاى توحید، قدر و آیةالکرسى ده بار خوانده مى‏شود. (55)

.3 نماز مسجد غدیر

امام صادق(ع) فرمود: یستحب الصلاة فى مسجد الغدیر؛ (56) نماز در مسجد غدیر مستحب است.

 

نیکى و احسان

امام على(ع) فرمود: تباروا یصل الله الفتکم و البر فیه یثمر المال و یزید فى العمر. (57)

به یکدیگر نیکى کنید که خداوند الفت میان شما را پایدار مى‏سازد و نیکى در این روز موجب افزایش مال و عمر مى‏شود.

امام صادق(ع) فرمود: ... و اکثر برهم. (58)

... در روز غدیر به برادران ایمانى، بسیار نیکى کن.

 

وـ وام گرفتن براى کمک به دیگران

امام على(ع) فرمود: من استدان لإخوانه و أعانهم فأنا الضامن على الله إن ابقاه قضاه و إن قبضه حمل عنه. (59)

کسى که وام بگیرد تا به برادران مؤمنش کمک کند از سوى خدا ضمانت مى‏کنم که اگر او را زنده نگه داشت، بتواند وامش را بپردازد و اگر نگه نداشت، آن دین از دوش او برداشته شود .

توجه به دو نکته آشکار مى‏سازد که چگونه روز غدیر روزى ویژه به شمار آمده، کمک کردن به دیگران در آن عملى بسیار مهم است.

الف) هر چند وام گرفتن از نظر شرع کار چندان مرغوبى نیست، ولى این کار براى کمک به دیگران مستحب قرار داده شده است.

ب) اسلام حق‏الناس را بسیار مهم شمرده است، ولى در روایت آمده که اگر وام گیرنده توفیق حیات نیافت، خداوند حق مالى قرض‏دهنده را از دوش او برمى‏دارد.

 

ه ـ هدیه دادن

امام على(ع) فرمود: هبو ـ أو هیئوا ـ لاخوانکم و عیالکم عن فضله؛ (60) از آنچه خداى متعال بر شما ارزانى داشته، به خانواده و برادرانتان ببخشید. (61)

و نیز فرمود: تهادوا نعم الله کما مناکم نعمتهاى خداوند را به یکدیگر هدیه کنید همان طور که به شما عطا فرموده است.امام رضا(ع) فرمود: أفضل على اخوانک فى هذا الیوم؛ (62) در این روز بر برادرانت بخشش کن.

امام رضا(ع) در این روز براى خانواده گروهى از اصحاب غذا، گندم، لباسهاى نو و حتى انگشتر و کفش فرستاد. (63)

 

همایش

گردهمایى یکى از اعمال و احکام روز غدیر است. این دستور الهى ـ سیاسى در راستاى تقویت ارتباط با ولایت و رهبرى الهى و پایبندى به لوازم آن صادر شده است.

على(ع) فرمود: ... واجمعوا یجمع الله شملکم؛ (64) در روز غدیر، گرد هم آیید تا خداوند امورتان را از نابسامانى و پراکندگى برهاند.

 


پى‏نوشتها:

1)ـ المراقبات، میرزا جواد آقاى تبریزى، ص 217 و .218

2)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .302

3)ـ المراقبات، میرزا جواد آقا تبریزى، ص .256

4)ـ التهذیب، شیخ طوسى، ج 3، ص .143

5)ـ الغدیر، علامه امینى، ج 1، ص .287

6)ـ سوره حجرات، آیه .10

7)ـ مستدرک الوسائل، محدث نورى، ج 1، ص .456

8)ـ بحارالانوار، مجلسى، ج 95، ص .322

9)ـ همان، ص .301

10)ـ المراقبات، ص .260

11)ـ الغدیر، ص .274

12)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .303

13)ـ المراقبات، ص .260

14)ـ همان، ص .257

15)ـ همان.

16)ـ الغدیر، ج 1، ص .287

17)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .321

18)ـ المراقبات، ص .255

19)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .319

20)ـ مفاتیح الجنان، ص .507

21)ـ المراقبات، ص .257

22)ـ مصباح المتهجد، ص .702

23)ـ همان.

24)ـ الغدیر، ص .285

25)ـ همان، ص .286

26)ـ التهذیب، ج 6، ص .24

27)ـ مفاتیح الجنان، ص .659

28)ـ همان.

29)ـ همان، ص .80

30)ـ همان، ص .503

31)ـ المراقبات، ص .257

32)ـ الغدیر، ج 1، ص .287

33)ـ همان، ص .284

34)ـ بحارالانوار، ج ، ص .95

35)ـ الغدیر، ج 1، ص 284؛ المراقبات، ص .255

36)ـ المراقبات، ص .262

37)ـ همان، ص .256

38)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .322

39)ـ همان، ص .302

40)ـ همان، ج 95، ص .301

41)ـ المراقبات، ص .258

42)ـ التهذیب، ج 1، ص .114

43)ـ المراقبات، ص .260

44)ـ تحریر الوسیله، امام خمینى، ج 1، ص .98

45)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .302

46)ـ المراقبات، ص .256

47)ـ مفاتیح الجنان، ص .511

48)ـ مصباح المتهجد، ص 702؛ الغدیر، ج 1، ص 284؛ المراقبات، ص .256

49)ـ مصباح المتهجد، ص 702؛ المراقبات، ص .256

50)ـ همان.

51)ـ همان.

52)ـ الغدیر، ج 1، ص .287

53)ـ المراقبات، ص .255

54)ـ التهذیب، ج 3، ص .143

55)ـ الکافى، ج 4، ص .567

56)ـ الغدیر، ج 1، ص 284؛ المراقبات، ص .255

57)ـ بحارالانوار، ج 95، ص .302

58)ـ مصباح المتهجد، ص 702؛ المراقبات، ص .256

59)ـ همان، ص .255

60)ـ مصباح المتهجد، ص .702

61)ـ بحارالانوار، ج 97، ص .119

62)ـ الغدیر، ج 1، ص .287

63)ـ مصباح المتهجد، ص 702؛ الغدیر، ج 1، ص .284

منبع : احمد مبلغى مجله کوثر شماره 2

 از تبیان





طبقه بندی: امام علی(ع)،  اعمال،  عید غدیر
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89 آذر 3 توسط صادق.م | نظر بدهید
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.